دود از نهاد خلق برآرد گزند ما
افتد به کار شعله گره از سپند ما
دل بر نگارخانه صورت نبسته ایم
از شیر ماهتاب شود آب، قند ما
هرگز چنان نشد که درین دشت پر شکار
دست افکند به گردن صیدی کمند ما
یک گام بر مراد دل خود نرفته ایم
در دست گمرهی است عنان سمند ما
بی طاقتان هلاک نسیم بهانه اند
از ماهتاب سوخته گردد سپند ما


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف درد و رنج ناشی از مشکلات در زندگی و عشق میپردازد. او نشان میدهد که چگونه آسیبهای ناشی از کمتوجهی به زیباییها و آرزوها، درروح و جان مردم تاثیر میگذارد. شاعر خود را از دلبستن به دنیا و ظواهر آن جدا میداند و ابراز میکند که نتوانسته به خواستههای قلبی خود برسد. در نهایت، او به ناامیدی و حسرتی اشاره میکند که به خاطر عدم درک از عشق و زیباییهای واقعی در زندگی گریبانگیرش شده است.
هوش مصنوعی: دود ناشی از آسیبهایی که به مردم میرسد، بالا میرود و تأثیرات منفی آن به ما نیز میرسد، در حالی که آتش اراده و تلاش ما در این مسیر درخشندگی خود را حفظ میکند.
هوش مصنوعی: ما به زیباییهای ظاهری و دلرباییها دل نبستهایم، بلکه از شیر و ماهتاب، مانند آب و قند شیرین میشویم.
هوش مصنوعی: هرگز چنین نیست که در این دشت پر از شکار، ما دستمان را به گردن صیدی بیندازیم و او را به دام اندازیم.
هوش مصنوعی: ما هنوز یک قدم هم به آرزوهای دل خود نزدیک نشدهایم و در واقع، کنترل زندگیمان در دست گمراهی است.
هوش مصنوعی: بیتابان به خاطر نسیم دلتنگیاش از ماه تابان، خواهند مرد و آتشسوزی ما خاموش خواهد شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
چون نی ز ناله نیست تهی بندبند ما
آه ار نفس زیاده کشد دردمند ما
چون صبحدم به خون شفق غوطه ها زدیم
هر چند بود یک دو نفس نوشخند ما
در بوته ای که سنگ در او آب می شود
[...]
رام طاعتیم و کشاکش کمند ما
صید دلیم و گردن تسلیم بند ما
شکر فروش خنده او زهر چشم او
تلخی فزای گریه ما زهرخند ما
گلدسته بند شعله دیدار گشته ایم
[...]
آمد به جلوه شاهد بالا بلند ما
آماده شد بلای دل دردمند ما
ما مهر از آن پسر سر مویی نمیبریم
برند اگر به خنجر کین بندبند ما
تا چشم خود به دورهٔ ساقی گشادهایم
[...]
عشق رخت براه حقیقت سمند ما
خاک درت دوای دل دردمند ما
سودائیان عشق توایم و در آتشیم
در سوز دائمیم و نباشد گزند ما
آمد بدست کوته ما تاب زلف دوست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.