خون در دل هوا و هوس کرده ایم ما
منع سگان هرزه مرس کرده ایم ما
مردانه از حلاوت هستی گذشته ایم
این شهد را به کار مگس کرده ایم ما
چون صبح تا ز مشرق هستی دمیده ایم
جان در تن جهان به نفس کرده ایم ما
چون بر زبان حدیث خدا ترسی آوریم؟
ترک قدح ز بیم عسس کرده ایم ما
مهر خموشی از لب طاقت گرفته ایم
تبخال را به ناله جرس کرده ایم ما
جا داده ایم در دل خود مور حرص را
سیمرغ را شکار مگس کرده ایم ما
دزدیده ایم در دل صد چاک آه را
مرغ بهشت را به قفس کرده ایم ما
در زیر چرخ یاری اگر هست بی کسی است
پر امتحان ناکس و کس کرده ایم ما
صائب حریف عجز هم آواز نیستیم
از راه عجز نیست که بس کرده ایم ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به نقد جنبههای منفی زندگی و تمایلات انسانی میپردازد. او از هوا و هوس درونی خود صحبت میکند و به این نکته اشاره میکند که انسانها برای لذتهای زودگذر خود از چیزهای ارزشمند میگذرند. شاعر به تجربه ناپسند احساسات و درگیریهای درونی میپردازد و از ارتباط بین ترس و سکوت میگوید. در نهایت، او به ناامیدی و دوری از یاری در زندگی اشاره کرده و ابراز میکند که بر اساس ناتوانی و عجز خود پیوندی با دیگران ندارد.
هوش مصنوعی: ما در دل خود، آرزوها و اشتیاقهای زیادی داریم و برای جلوگیری از هوسهای بیمورد و ناخواسته، خود را از آنها دور کردهایم.
هوش مصنوعی: ما با勇ت از شیرینی زندگی گذشتهایم و این عسل را فقط برای مگسها به کار بردهایم.
هوش مصنوعی: زمانی که صبح از سمت شرق طلوع میکند، ما جان را در بدن جهان دمیدهایم و به آن نفس دادهایم.
هوش مصنوعی: زمانی که صحبت از خدا و دین میشود، آیا نباید دچار ترس و نگرانی شویم؟ ما به خاطر ترس از صاحبان قدرت، دیگر حتی جرأت گفتن حقایق را نداریم.
هوش مصنوعی: ما به خاطر سکوت و سکون خود، تلخی و رنج را تحمل کردهایم و حالا آن را به شکلی بهصدا درآوردهایم که گویی گاهی درد و ناامیدیمان را فریاد میزنیم.
هوش مصنوعی: در دلمان جای برای حرص و طمع باز کردهایم و در عین حال، موجودات بزرگ و باارزشی مانند سیمرغ را نادیده گرفتهایم و تنها به دنبال چیزهای کوچک و بیارزش مثل مگس هستیم.
هوش مصنوعی: ما silently به درون خود غمهای زیاد را پنهان کردهایم، و مانند پرندهای که در قفس محبوس شده باشد، زیبایی و شادی را در زندانی ساختهایم.
هوش مصنوعی: در زیر آسمان و در شرایط یاری، اگر کسی وجود داشته باشد، آن فقط فردی است که تنها و در حال آزمون و چالش است و ما نیز به تجربه خود آموختهایم که کس و ناکسی را در زندگی خود ساختهایم.
هوش مصنوعی: ما در مقام ضعف و ناتوانی با همدیگر همصدا نیستیم، زیرا ما از سر ناتوانی این کار را ترک نکردهایم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.