صائب
»
دیوان اشعار
»
غزلیات ترکی
»
غزل شمارهٔ ۵
مجموعهای کاملتر و معتبرتر از اشعار ترکی را در وبگاه مین سؤز خواهید یافت.
منی محروم ایدن رخساردن زلف پریشاندور
بو دریای لطافت موج عنبر ایچره پنهاندور
اگر خورشید تابانیله سن سیز همشراب اولسام
لب لعل می آلودی گوزومده قانلو پیکاندور
دد و دامی مسخر ایلیوپدور جذبه عشقی
دو گون مجنون شیدا باشینه چتر سلیماندور
قاچان عاشقلرین فکرینه دوشدی اول عقیقی لب
که اونین بیر قارا کونلو لریندن آب حیواندور
منی مکر رقیب آواره قیلدی یار کوییندن
چیخاردان آدمی فردوسدن تزویر شیطاندور
مسلمانم دییرمی تک ایچر عاشقلرین قانین
منم کافر، اگر اول دشمن ایمان مسلماندور
محبت اهلی نین جام نشاطی دوردن دوشمز
نیچون چکسون خمار اول کیم همیشه ایچدیگی قاندور؟
من خاکی نه تنها اولموشام مجنون کیمی رسوا
که اولدوزدان فلک سنگ ملامت ایچره پنهاندور
فلک لر قان ایچر گوردوکجه تجرید اهلینی صائب
که یوخ سیزلر حرامیلر گوزینه تیغِ عریاندور


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات عمیق عاشقانه و ناامیدی ناشی از فراق میپردازد. او ناتوانی خود در رسیدن به محبوب را با تصویرهایی از طبیعت و زیباییهای عشق توصیف میکند. شاعر به تضاد عشق و کینه اشاره کرده و به سختیهایی که در این مسیر تجربه کرده است، میپردازد. او با شجاعت از مسائلی مانند ریا و تزویر یاد میکند و در نهایت به احساس تنهایی و رسوایی خود بهعنوان یک عاشق میپردازد.
آنچه مرا از رخسار محروم میکند زلف پریشان است. این دریای لطافت در موج عنبر پنهان است.
اگر با خورشید تابان بیتو شراب بنوشم لب لعل میآلودت در نظرم پیکان خونین است.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به تصاویری از عشق و مجنون بودن اشاره میکند. او به نوعی از جذبه و جاذبهای که عشق به وجود میآورد، میپردازد و میگوید که این عشق میتواند انسان را به حالتی غیرعادی و دیوانهوار بکشاند. همچنین، با اشاره به چتر سلیمان، به قدرت و عظمت عشق و تأثیر آن بر زندگی انسانها اشاره کرده است. به طور کلی، این بیت تجسمی از عشق و حال و هوای عاشقانه را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: عاشقان در فکر و خیال خود غرق شدهاند و در دلشان دریاهایی از عشق و احساس جاری است.
فریبکاری رقیب مرا از کوی یار آواره کرد. آنچه آدم را از بهشت بیرون میکند ریاکاری شیطان است.
هوش مصنوعی: من مسلمانم، ولی اگر کسی به عشق خود خیانت کند، من مثل کافری هستم که به ایمان مسلمانان آسیب میزند.
جام نشاط اهل محبت از دور نمیافتد. آنکه همیشه خون مینوشد چگونه خماری بکشد؟
هوش مصنوعی: من انسان خاکی و بیاهمیت هستم، نه کسی بزرگ و برجسته. عشق من به کیمیای زندگی مرا رسوا کرده و ستارههای آسمان، سنگهای سرزنش را از من پنهان کردهاند.
هوش مصنوعی: آسمان چون لرزان است، و از اوج خود قضا را به جانب اهلش میفرستد. ای صائب، بدان که چشمهای شما چیزی جز گناه زشتی را نمیبیند، و شمشیر برهنهای است که به سویتان نشانه رفته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.