گل روی تو چو شبنم نگران ساخت مرا
خار در پیرهن چشم تر انداخت مرا
سرکشی از نمد فقر نکردم، به چه جرم
سایه بال هما در قفس انداخت مرا؟
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
گل روی تو چو شبنم نگران ساخت مرا
خار در پیرهن چشم تر انداخت مرا
سرکشی از نمد فقر نکردم، به چه جرم
سایه بال هما در قفس انداخت مرا؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از زیبایی و لطافت چهره معشوق خود با بیان اینکه مانند شبنم نگرانش کرده، سخن میگوید. او از درد و رنجی که عشق به او تحمیل کرده، سخن میگوید و نشان میدهد که چگونه خارهای عشق، او را آزار میدهد. همچنین به این نکته اشاره میکند که به خاطر فقر و تنگدستی، نتوانسته از سرکشی و طغیانی که در قلبش وجود دارد، چشمپوشی کند. در نهایت، او احساس خفقان و تنگی نفس را در قفس عشق بیان میکند.
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو مانند شبنم مرا نگران و پریشان کرد، و خارهای خوابانده در چشمهای بارانیام نیز به من آزار رساند.
هوش مصنوعی: من از سلطه و بیعدالتی فقر سرپیچی نکردم، اما به چه دلیل سایهی بال من را در قفس محبوس کردهاند؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.