برفت هر که در اینخانه بود و یار بماند
هزار نقش زدودیم تا نگار بماند
دل مرا بکنار اختیار کرد و بچرخ
نماند و آرزوی چرخ در کنار بماند
گذشت هر چه ز هر خار زخم دید گلم
گلی بود که منزه ز زخم خار بماند
بسیر باغ وجود آمد آن بهار و گذشت
چه نقشها که درین باغ از آن بهار بماند
طربسرای مرا بود سروی از قد یار
بلند و دلکش و سرسبز و پایدار بماند
بدار عشق چه منصورهاست بر سر دار
گمان مبر تو که منصور رفت و دار بماند
هزار پرده بهر راز داشتم من و عشق
درید و راز درون من آشکار بماند
ببرد سیل سرشکم هزار کوه ز جای
غم تو بود که چون کوه استوار بماند
ثبات کوه و قرار زمین و دور سپهر
نماند و میکده عشق بر قرار بماند
نماند شعری و چندین هزار شعر بلند
ز عشق روی تو از من به یادگار بماند
ز عقل پیر ضیا و ز نفس نور بدهر؟
ز طبع من سخن نغز آبدار بماند
به کوی یار پریشان بسی رسید و گذشت
به جز حکایت من کاندرین دیار بماند
چه غم که دولت دنیی نماند بهر صفا
خزائن گهر پاک شاهوار بماند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات و تصویرسازیهای عاطفی شاعر درباره عشق، یار و گذر زمان میپردازد. شاعر به یاد ماندن آثار و نشانههایی از عشق و زیباییها در دل و ذهنش اشاره میکند، حتی زمانی که همه چیز و همه کس از کنار او رفتهاند. او به تداوم عشق و زیباییهای درون خود و تأثیرات مثبت آن بر زندگیاش تأکید میکند، حتی با وجود غم و دردهایی که تجربه کرده است. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که هرچند دنیا و زیباییهای آن زودگذرند، اما عشق و یاد یار همواره در دل او باقی خواهند ماند.
هوش مصنوعی: هر کسی که در این خانه بود، رفت و فقط یار باقی ماند. ما هزار نقش و اثری را پاک کردیم تا چهرهی محبوب باقی بماند.
هوش مصنوعی: دل من از اختیار خارج شد و تصمیم گرفت که بچرخد، اما آرزوی چرخشی که در سر داشتم، در کنارم باقی ماند.
هوش مصنوعی: هر چه زمان گذشت و گلی که زخمهای زیادی دید، با این حال همچنان بینقص و پاک باقی ماند.
هوش مصنوعی: در بهار، باغ وجود به شدت شکوفا و پر از زیباییهاست، اما زمان میگذرد و از آن بهار تنها آثار و نشانههایی باقی میماند.
هوش مصنوعی: در باغ من درختی بلند و خوشسیما و سبز وجود دارد که به یاد یارم همیشه زنده و پایدار خواهد ماند.
هوش مصنوعی: در عشق، افرادی چون منصور وجود دارند که به خاطر اعتقاداتشان جان خود را فدای محبت میکنند. نباید تصور کنی که منصور تنها جان خود را از دست داد و درخت عشق همچنان پابرجا باقی ماند.
هوش مصنوعی: من هزاران راز در دل داشتم، اما عشق همه پردهها را کنار زد و با وجود این، آنچه درون من بود، همچنان پنهان ماند.
هوش مصنوعی: سیلاب اشکهای من به قدری شدید است که میتواند هزاران کوه را جابهجا کند. اما غم تو باعث میشود که همچنان استوار و مقاوم بمانم، مانند کوهی پابرجا.
هوش مصنوعی: پایداری کوه، آرامش زمین و دورست بودن آسمان همگی زودگذرند، اما میکده عشق همیشه ثابت و پابرجاست.
هوش مصنوعی: از عشق تو تنها یک شعر و یادگاری از من باقی نماند، بلکه چندین هزار شعر بلند به یادگار باقی مانده است.
هوش مصنوعی: از عقل کهن و از نفس پرنور زمان چه بهرهای میتوانم ببرم؟ فقط گفتههای دلنشین و شیرین من باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: در میان کوی یار، افرادی زیادی آمدند و رفتند، اما فقط داستان من در این دیار باقی ماند.
هوش مصنوعی: چه غمی دارد اگر خوشبختی دنیوی پایدار نیست؛ زیرا زیبایی و گنجینههای گرانبها همچنان باقی میمانند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فغان که بیگل رویت دلم فکار بماند
به سینهام ز تو صد گونه خار بماند
غبار خط تو تا شد نهان ز دیدهٔ من
ز آهم آینهٔ دیده در غبار بماند
ز لالهزار جهان تا شدی به باغ جنان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.