مرا که چون تو پری چهره دلبری باشد
چگونه رای و تمنای دیگری باشد؟
نه در حدیقه خوبی بود چنین سروی
نه در سپهر نکویی چو تو خوری باشد
نه ممکن است نبات خطت بر آن دال است
که خوشتر از لب لعل تو شکری باشد
خیال چشم و رخت تا بود برابر چشم
گمان مبر که مرا خواب یا خوری باشد
به خاک پات که در خاک پایت در اندازم
چو گیسوی تو به هر مویم ار سری باشد
ز عشق آن لب همچون میم، مدام از اشک
زجاج دیده پر از باده ساغری باشد
به حسن تو که وفا پیشه کن، جفا بگذار
وفا مقارن حسن ار چه کمتری باشد
ببین که پاکتر از اشک من بود سیمی
و یا به سکه رخسار من زری باشد
بیا ببخش بر احوال زاری سلمان
بترس از آن که به حشر داوری باشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیبایی محبوبی میپردازد که همچون او زیبای دیگری دیده نشده است. او به ارتفاع و سرسبزی محبوبش اشاره میکند و خط و خش او را بینظیر میداند. عشق و اشتیاقش به محبوب به حدی است که خاک پای او را با ارزش میشمارد و آرزو میکند تا همواره در خواب و خیال او غوطهور باشد. شاعر از محبوب میخواهد تا در عشق وفادار باشد و از جفای او بترسد، چرا که زاری و درد او نیز در دل او باقیست و در روز قیامت ممکن است داوری شود.
هوش مصنوعی: مرا که دلربا و زیبا مثل تو هستی، چطور میتوانم به کس دیگری فکر کرده و خواستهای جز تو داشته باشم؟
هوش مصنوعی: در باغهای زیبای دنیا، درختی به اندازه زیبایی تو پیدا نمیشود و در آسمان هم، ستارهای به خوبی تو نمیتوان یافت.
هوش مصنوعی: نمیتوان گیاهی را پیدا کرد که از لبهای لعلین تو شیرینتر باشد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که تجسم چهره و زیبایی تو در برابر چشمانم است، نگو که من در خواب یا خلسهای هستم.
هوش مصنوعی: در مقابل تو، خاک پای تو را به چشم میکشم و به آن احترام میگذارم، همانطور که گیسوانت برای من ارزشمند و زیبا هستند. برای من هر رشته از موهایت اهمیت دارد و من حاضر هستم که به خاطر تو، هر چیزی را فدای آن کنم.
هوش مصنوعی: بر اثر عشق، لب او همانند حرف "میم" میماند و همیشه از اشک چشمش پر از شراب است، گویی مانند ساغری پر از نوشیدنی باشد.
هوش مصنوعی: به زیبایی تو که وفاداری را انتخاب کرده، بیوفایی را فراموش کن؛ زیرا وفا هرچقدر هم کم باشد، در کنار زیبایی، ارزشمند است.
هوش مصنوعی: نگاه کن که آیا نقرهای به اندازهی پاکی اشک من وجود دارد یا اینکه چهرهام به طلا میارزد.
هوش مصنوعی: بیا ببخش به حال پریشان سلمان، بترس از این که در روز قیامت قضاوتی در کار باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گرفتم آنکه بشکل تو دیگری باشد
کجا بشیوه ناز تو دلبری باشد
تو گر کنی ز شهیدان خویش روزی یاد
قیامتی شود و روز محشری باشد
بدور سرو صنوبر خرامت ای دلبر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.