قبله ما نیست، جز محراب ابروی شما
دولت ما نیست، الا در سر کوی شما
روز محشر، در جواب پرسش سودای کفر
هیچ دست آویز ما را نیست، جز موی شما
ماه تابان را شبی نسبت، به رویت، کردهام
سالها شد، تا خجالت دارم، از روی شما
مرده خاکم که او میپرورد سروی چو تو
زنده بادم که او میآورد بوی شما
اینکه بر چشمم، سیاه و تنگ دل یاری، ولی
کس نمیگوید حدیث سخت، در روی شما
بر نمیدارم سر از زانو، ز رشک طرهات
تا چرا سر بر نمیدارد، ز زانوی شما
چشم تنگت، ترکتاز و حاجبت پیشانی است
زان نمیآید کسی در چشم جادوی شما
گر بَدَم گویی و نیکویی، به هر حالت که هست
هست، سلمان، از میان جان، دعا گوی شما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و زیبایی معشوق میپردازد و اظهار میکند که همهی ارزشها و آمال او به معشوق وابسته است. او از خجالت و ناتوانیاش در برابر زیبایی و جاذبهی خاص معشوق سخن میگوید و به شدت تحت تأثیر چهرهاش قرار دارد. شاعر اعتراف میکند که در روز قیامت نیز تنها امکانی که دارد، دلمشغولی به زیباییهای او خواهد بود. در نهایت، او به وفاداری خود نسبت به معشوق اشاره میکند و تأکید میکند که حتی اگر مورد سرزنش قرار بگیرد، عشقش به او کماکان پابرجا خواهد ماند.
هوش مصنوعی: قبله و方向 ما به سمت ابروی شما است و هیچ خوشبختی و سعادت برای ما وجود ندارد جز در کنار شما و در کوی شما.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، زمانی که مورد پرسش قرار میگیریم و هیچ دلیلی برای کفر و انکار نخواهیم داشت، تنها چیزی که میتوانیم به آن تکیه کنیم، موهای شماست.
هوش مصنوعی: سالهاست که به خاطر زیبایی و نور چهرهات خجالت میکشم و بر اثر این احساس، شبهایی را به یاد ماه روشن گذراندهام.
هوش مصنوعی: من خاکی مرده هستم که او از دل خود سروی مانند تو را پرورش میدهد. من زندهام به واسطهی او که بوی شما را برایم میآورد.
هوش مصنوعی: اینکه یار من چشمانش تیره و دلش تنگ است، اما هیچکس دربارهٔ دردهای سنگین در چهره تو صحبت نمیکند.
هوش مصنوعی: من سرم را از زانویم بلند نمیکنم، به خاطر حسادت به موی تو. چرا زانوهای تو هم سرشان را بلند نمیکنند؟
هوش مصنوعی: چشمانت که تنگ و باریک است، مانند جنگجویانی حملهور است و ابروهایت مانند پیشانی جنگجویی میماند. به همین خاطر کسی نمیتواند در جاذبهی چشمان سحرآمیزت نفوذ کند.
هوش مصنوعی: اگر به من بدگویی کنی یا خوبی، در هر حالتی که هستی، سلمان، از عمق جان برای تو دعا میکنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای چراغ ماه تابان هر شب از کوی شما
مشعل خور مشتعل هر صبح از روی شما
گر شما را هست باری سوی دلها روی جان
روی دلها هست از جان روز و شب سوی شما
آتشی کان شعله ور گردیده از طور کلیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.