غمزه سرمست ساقی، بیشراب
کرد هشیاران مجلس را خراب
دوستان را خواب میآید ولی
خوش نمیآید مرا بیدوست، خواب
تنگ شد بی پستهات، بر ما جهان
تلخ شد بیشکرت، بر ما شراب
روی خوبت، ماه تابان من است
ماه رویا! روی خوب از من متاب
گر خطایی کردهام، خونم بریز
بیخطا کشتن چه میبینی صواب؟
گل ز بلبل، روی میپوشد هنوز
ای صبا! برخیز و بردار این حجاب
در جمال عالم آرایت، سخن
نیست کان روشنتر است از آفتاب
عقل بر میتابد از زلفت، عنان
عقل را با تاب زلفت، نیست تاب
چشمم از لعلت، حکایت میکند
میچکاند راستی، درّ خوشاب
آب، بگذشت از سر سلمان و او
همچنان وصل تو میجوید در آب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حال و هوای عاشقانه و درد دلهای خود میپردازد. او از شیرینی حضور معشوق سخن میگوید و بیان میکند که بدون او خواب و آسایش ندارد. همچنین، تلخی زندگی را در فقدان دوست و معشوق حس میکند و از زیباییهای او به ستایش مینشیند. شاعر در نهایت به جستجوی وصال و ارتباط با معشوق میپردازد و به عدم توانایی عقل در برابر جذابیتهای معشوق اشاره میکند. این شعر ترکیبی از شوق و درد فراق است که در تلاش برای رسیدن به عشق و زیبایی است.
هوش مصنوعی: نگاه seductive و تحت تأثیر ساقی، حتی بدون شراب، باعث انحطاط و پریشانحالی هشیاران در مجلس شده است.
هوش مصنوعی: دوستانم در خواب هستند، اما من برای بدون دوست خوابیدن احساس خوبی ندارم.
هوش مصنوعی: زندگی بدون تو برای ما سخت و بیمزه شده است. همه چیز در دنیای ما تلخ و ناگواری است چون تو در کنارمان نیستی.
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو مانند ماهی درخشان است و من به تو آرزو میکنم. لطفاً از من دور نشو.
هوش مصنوعی: اگر اشتباهی از من سر زده، جانم را بگیر که کشتن بیدلیل چه فایدهای دارد؟
هوش مصنوعی: ای نسیم، گل به خاطر بلبل هنوز خود را پوشانده است. بلند شو و این حجاب را بردار.
هوش مصنوعی: در زیبایی و جلوهای که تو داری، سخن و گفتاری وجود ندارد که از آن روشنتر باشد، حتی از آفتاب.
هوش مصنوعی: عقل نمیتواند در برابر زیبایی و جذابیت زلفهای تو تاب بیاورد. طراوت و شگفتی زلفهای تو چنان است که عقل را به چالش میکشد و توانایی کنترل و تسلط بر خود را از او میگیرد.
هوش مصنوعی: چشمم به زیبایی تو اشاره میکند و به حقیقت در حال流 کردن چیزهای شیرینی است.
هوش مصنوعی: آب از بالای سر سلمان عبور کرد و او همچنان در تلاش است تا به وصال تو برسد، حتی در زیر آب.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ماه رویا روی خوب از من متاب
بی خطا کشتن چه میبینی صواب
همین شعر » بیت ۴
روی خوبت، ماه تابان من است
ماه رویا! روی خوب از من متاب
این جهان خواب است، خواب، ای پور باب
شاد چون باشی بدین آشفته خواب؟
روشنییْ چشم مرا خوش خوش ببرد
روشنیش، ای روشنائییْ چشم باب
تاب و نور از روی من میبرد ماه
[...]
آفتاب از روی تو بر دست تاب
خود ازین رویست فخر آفتاب
در سحاب از جود تو آمد اثر
زان بود خیرات عالم در سحاب
زور و تاب خسروان سهم تو بود
[...]
من عجب دارم همی از شاعران
تا چرا گویند راد است آفتاب
گرد صحرا سال و مه گردد همی
تا کجا در یابد او یک قطره آب
برخورد آن آب و آنگه میدهد
[...]
کافران را داده مهلت در عقاب
نا فرستاده به عهد او عذاب
هیچ میدانی چه میگوید رباب؟
ز اشک چشم و از جگرهای کباب
پوستیام دور مانده من ز گوشت
چون ننالم در فراق و در عذاب
چوب هم گوید بُدم من شاخ سبز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.