باز آمدی ای بخت همایون به سعادت
چون جان گرامی، به بدن، روز اعادت
از غمزه، سنان داری و در زیر لبان، قند
چون است به قصد آمدهای یا به عیادت؟
مهری است کهن، در دل و جان من و آن مهر
همچون مه نوروز به روزست سیادت
در قید چه داری به ستم؟ صید رها کن
او خود، به کمند تو در آید، به ارادت
گو تیر بلا بار، که من سهم ندارم
تیری که زند دوست، بود سهم سعادت
با خون جگر ساز، دلا! ز آنکه بریدند
با خون جگر، ناف تو در روز ولادت
در صومعه، عمری به امید تو نشستم
کاری نگشاد، از ورع و زهد و عبادت
من بعد برآنیم که گرد در خمار
گردیم و نگردیم، ازین مذهب و عادت
بیفایده سلمان چه کنی سعی و تکاپوی؟
چون بخت نباشد، ندهد سود جلادت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از بازگشت بخت خوب و خوشحالیاش میگوید. او به معشوق خود اشاره میکند که با زیبایی و جذابیتش بر دل او تأثیر میگذارد و از او میخواهد که اگر به عیادت آمده، در قید محبت بماند. شاعر اشاره میکند که محبت قدیمی او به معشوق همچنان در دلش زنده است و او در راستای این عشق، از سختیها میگذرد. در نهایت، او به ناامیدی از عبادتهای بیفایدهاش اشاره میکند و بر این باور است که تلاش بدون بخت و اقبال نتیجهای نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: ای بخت نیکو، دوباره آمدهای، همچون روزی که جان به بدن زنده میشود و فرصتی برای تجدید جشن و شادی فراهم میآید.
هوش مصنوعی: چشمان تو همچون شمشیری تیز و نافذ است و لبهای شیرینت بسان قند میباشد. آیا با نیت خاصی آمدهای یا فقط برای چک کردن احوال من؟
هوش مصنوعی: عاطفهای قدیمی و عمیق در وجود من وجود دارد که مانند نوروز، روز به روز درخشانتر میشود و به من احساس عظمت و بزرگی میبخشد.
هوش مصنوعی: اگر گرفتار چه چیزی هستی و چرا دیگران را تحت فشار قرار میدهی؟ بگذار شکار خود آزاد باشد، او خود به سمت تو خواهد آمد اگر با عشق و اراده او را بخواهی.
هوش مصنوعی: بگو هر بلا و ناراحتی که باشد، من هیچ سهمی از آن ندارم. زیرا تیری که از سمت دوست به من اصابت کند، خود نشانهای از سعادت و خوشبختی است.
هوش مصنوعی: ای دل! با تمام درد و رنج خود، زندگی کن، زیرا در روز تولدت، با خون دل به دنیا آمدی.
هوش مصنوعی: من سالها در دینی و عبادت و زهد در صومعه نشستم، اما هیچ نتیجهای نگرفتم و هیچ کاری از من ساخته نشد، تنها به امید دیدار تو بودم.
هوش مصنوعی: ما تصمیم گرفتهایم که در دنیای شادی و شیدایی غرق شویم و از این عادت و رفتارهای خستهکننده دوری کنیم.
هوش مصنوعی: اگر بخت با تو یار نباشد، تلاش و کوشش تو بیفایده خواهد بود. سعی و تلاش نکن، چون نتیجهای از آن نخواهی گرفت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کافِر چه گنه کرد و مسلمان چه عبادت
دیباچهٔ عشق است کسی را چه ارادت
چه صومعه، چه میکده، چه دیر، چه کُهسار
چه کفر، چه ایمان، چه نحوست، چه سعادت
در مسجد تو شیخ مقلد چه در آئیم
[...]
ای بر دل من مهر تو هر لحظه ز یادت
یکبار نظر کن به من از روی ارادت
یک لحظه مرا یاد نکردی ز سر لطف
شرم از من بیچاره ی دلسوخته بادت
آن کس که مرا از تو به ناکام جدا کرد
[...]
بر پای تو ریزیم چو ما جان به ارادت
حاجت چو بخونریزی و آشوب و جلادت
ور زانکه ترا این بود اندیشه و عادت
زی شاد و بزهساز کمانرا بر شادت
نازیم بر آن پنجه و بازو بزیادت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.