تا سواد شب نقاب صبح صادق کردهای
روز را در دامن مشکین شب پروردهای
ای بسا شبها که با مهرت به روز آوردهام
تا تو بر رغم دلم یک شب به روز آوردهای
از بخاری چشمه خورشید را آشفتهای
وز غباری خاطر گلبرگ را آزردهای
مه رخان چین به هندویت خطی دادهاند
زان سیه کاری که با خورشید رخشان کردهای
گرچه جان بخشیدهای از پسته تنگم ولی
شد ز عناب لبت روشن که خونم خوردهای
مردم چشم جهان بینت اگر خوانم رواست
زانکه در چشم منی وز چشم من در پردهای
جاودان در بوستان عارضت سرسبز باد
آن نبات تازه کز وی آب شکر بردهای
گرد عنبر بر عذار ارغوان افشاندهای
برگ سوسن بر کنار نسترن گستردهای
یا کنار چشمه حیوان به مشک آلودهای
یا غبار درگه صاحب به لب بستردهای


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و از تاثیرات عشقش بر شب و روز زندگیاش سخن میگوید. او شبها را با محبت معشوق روشن کرده و به وصف زیباییهای او میپردازد، از جمله چهرهای که به روشنایی صبح نسبت داده شده است. شاعر همچنین از تضاد شادی و غم عشق سخن میگوید و به عناصر طبیعی همچون خورشید، گل، و عطر عنبر برای توصیف جذابیتهای معشوق اشاره میکند. در نهایت، او احساس میکند که معشوق در چشم او همانند مرکز عالم وجود دارد و این عشق بیپایان است.
هوش مصنوعی: تو به گونهای عمل کردهای که تاریکی شب را با روشنایی صبح آراستهای و روز را در آغوش شب زیبایی پرورش دادهای.
هوش مصنوعی: بسیاری از شبها را با یاد و محبت تو سپری کردهام، در حالی که تو برای دل من تنها یک شب را روشن کردهای.
هوش مصنوعی: از بخاری که به راه افتاده، نور خورشید را مختل کردهای و با غباری که به وجود آوردهای، احساس گلبرگ را نیز ناراحت کردهای.
هوش مصنوعی: چهره زیبا و دلربای تو همچون خطی از هند به مه رخان داده شده است، اما این زیبایی را با سیاهکاریهایی که بر روشنایی خورشید کردهای، تحت تاثیر قرار دادهای.
هوش مصنوعی: هرچند تو با محبتت جان تازهای به من بخشیدی، اما لبانت که رنگ عناب دارد، نشاندهنده این است که جانم را به خاطر عشق تو گرفتهای.
هوش مصنوعی: اگر بگویم تو را مردم چشم دار مینامم، درست است؛ زیرا تو در چشم من هستی و همزمان در پس پردهای قرار داری.
هوش مصنوعی: همیشه در باغ زیبایی چهرهات، سرسبز و شاداب است؛ همانطور که گیاهی تازه از تو آب و شکر گرفته و به رشد و شکوفایی ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: عطر خوش عنبر را بر چهرهی سرخ و ارغوانی خود پاشیدهای و برگهای زیبای سوسن را در کنار گل نسترن پهن کردهای.
هوش مصنوعی: یا در کنار چشمهای که حیوان به آن آب مینوشد و مشک آلودهای در آن وجود دارد، هستی یا اینکه غبار مکان بزرگواران را بر لبهای خود نشستهای.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای دهان آلوده جانی از کجا می خوردهای
و آن طرف کاین باده بودت از کجا ره بردهای
با کدامین چشم تو از ظلمتی بگذشتهای
با کدامین پای راه بیرهی بسپردهای
با کدامین دست بردی حادثات دهر را
[...]
من کیم باری که نامم بر زبان آوردهای
یا به نوک کلک در تصنیف نامم بردهای
مردمان گویند از می توبه تا کی کردهای
باز لعبت بازی دیگر برون آوردهای
با که بر هم بستهای این نقش و این شَین از کجاست
نذر تا کی کردهای سوگند تا کی خوردهای
گه مقصّروار در بحث مراتب ماندهای
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.