شب فراق، چو زلفت اگر چه تاریک است
امیدوارم از آن رو، که صبح، نزدیک است
به خفتگان، خبری میدهد، خروش خروس
ز هاتف دگرست، آن خطاب نزدیک است
صبا، سلاسل دیوانگان عشق تو را
به بوی زلف تو هر صبح، داده تحریک است
بپرس حال من از چشم خود، که این معنی
حکایتی است که معلوم ترک و تاجیک، است
ز کفر زلف تو، دل ره نمیبرد بیرون
که راه پر خم و پیچ و محله تاریک است
نمیرسد به خیال تو، آب دیده من
که دیده، سخت ضعیف است و راه، باریک است
تو مالکی به همه روی، در ممالک حسن
مرا بپرس، که سلمانت از ممالیک است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف فراق و دوری محبوب میپردازد و شب را به تاریکی زلف او تشبیه میکند. او امیدوار است که صبح نزدیک است و پایان این شب تاریک میتواند نویدبخش رهایی باشد. با ذکر تصویری از خروس و خبر صبح، به بیداری و امید اشاره میکند. شاعر همچنین از محبت و عشق خود سخن میگوید و میگوید که زلف محبوبش او را در بند کشیده است. او در پایان از محبوبش میخواهد که حال او را از چشم خود بپرسد و میفهماند که عشق به او، همواره در او جاری است.
هوش مصنوعی: در شب جدایی، اگرچه تاریکی حاکم است، اما به خاطر این که صبح نزدیک میشود، امیدوارم.
هوش مصنوعی: خروش خروس به خوابزدهها پیامی میرساند، که صدای آن از منبعی دیگر است و این فراخوان به زودی نزدیک میشود.
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی، زنجیرهای دیوانگان عشق تو را با عطر زلفت هر صبح به جنبش در میآورد.
هوش مصنوعی: حالش را از چشمان خودم بپرس، زیرا این داستانی است که از آن، تفاوت ترک و تاجیک مشخص میشود.
هوش مصنوعی: دل به زلف تو گره خورده و نمیتواند از این مسیر خارج شود، زیرا راهی پر از پیچ و خم و تاریکی است.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به آرزو و خیال تو برسم؛ چون چشمانم به شدت ضعیف است و راهی که باید طی کنم، بسیار تنگ است.
هوش مصنوعی: تو بر همه زیباییها تسلط داری، اگر خواستی از هنر و زیبایی من آگاه شوی، به سراغ سلمان که یکی از ملکهای توست برو.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر چه زلف ترا دل ز کفر تاریک است
ز خط، لب تو گناهی به توبه نزدیک است
ز قرب سیمبران با نگاه دور بساز
که رشته را ز گهر بهره رنج باریک است
ز خود برآمدگان زود می رسند به کام
[...]
ز یار شکوه عاشق به کفر نزدیک است
بدی که صاحب روی نکو کند نیک است
دلم در آن خم زلفست گرچه خود دورم
چه غم ز دوری راهست دل چو نزدیک است
همای روح سعادت به دام ما افتد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.