دل میخرد حبیب و مرا این متاع نیست
گر طالب سرست برین سر، نزاع نیست
کاری است عشق مشکل و حالی است بس غریب
کس را به هیچ حال بران، اطلاع نیست
دنیا خرند اهل مروت به هیچ وجه
ارباب عشق را هوس این متاع نیست
در عاشقی دلا ز ملامت مشو ملول
کاحوال خستگاه هوا جز صراع نیست
در سر ز استماع الست است مستیی
ما را که احتیاج شراب و سماع نیست
چون زلف اگر به تیغ سرم قطع میکنی
ما را به مویی، از تو، سر انقطاع نیست
هیچ آتشی به حرقت فرقت نمیرسد
وان نیز دیدهام به سوز و وداع نیست
سلمان امید مهر از آن ماهرو مدار
زیرا میان این مه و مهر اجتماع نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به سختیهای عشق و دشواریهای آن میپردازد و از چالشهای روحی و عاطفی در این مسیر سخن میگوید. او تأکید میکند که عشق حقیقتی پیچیده و غریب است و هیچکس نمیتواند بهخوبی از آن آگاه باشد. همچنین بیان میکند که اهل دنیا توان درک عمق این احساسات را ندارند و کسی که در عشق واقعی به سر میبرد، نباید از ملامت دیگران خسته شود. در پایان، شاعر بر این نکته تأکید میکند که امید به وصال معشوق نباید میان عشق و واقعیت فاصله بیاندازد.
هوش مصنوعی: محبوب دل را میگیرد و من به این موضوع اهمیت نمیدهم. اگر کسی دنبال حقیقت است، در این زمینه بحث و جدلی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: عشق کاری پیچیده و حالتی بسیار عجیب دارد، هیچکس در هیچ وضعیتی خبر از آن ندارد.
هوش مصنوعی: دنیا برای اهل چیرگی و نزاکت چندان ارزشی ندارد، زیرا طرفداران عشق به هیچ وجه به دنبال این چنین زرق و برقهایی نیستند.
هوش مصنوعی: در عشق نگران انتقادها و ناراحتیها نباش، چون وضعیت عاشقانه فقط درگیر جنگ و نبرد است.
هوش مصنوعی: در دل ما حالتی از شوق و سرمستی وجود دارد که باعث میشود به هیچ گونه شراب و شنیداری نیاز نداشته باشیم.
هوش مصنوعی: اگر زلف تو را با تیغ از سرم جدا کنی، اما ما را به یک مو هم از تو جدا نمیکنی.
هوش مصنوعی: هیچ آتشی به شدت درد و جدایی تو نمیرسد و همچنین من هیچ چیز دیگری را نداشتهام که به اندازهی این احساس دلیسوز باشد.
هوش مصنوعی: سلمان، امیدی به محبت و عشق این زیبای درخشان نداشته باش، چرا که هیچ ارتباطی بین این ماه و عشق وجود ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پیوند عشق را به جفا انقطاع نیست
با دوست در مطالبه ی جان نزاع نیست
میراث فطرت است که لیلی همی برد
با هیچکس دگر دل مجنون مشاع نیست
مقصود او تمام به لیلی سپردن است
[...]
دل زان نست و دیده بدینم نزاع نیست
اینست که آن دو پیش تو چندان متاع نیست
کی بابم از دهان تو ز آن لب نشان که هیچ
بر سر غیب جان مرا اطلاع نیست
بی بوی صحبت تو مریض فراق را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.