ای تاج سر همه افاضل
ای لطف تو روح را سکینه
هستت ملکی ملک صفاتی
در طبع عدوت جز سگی نه
ای قبله مقبلان در تو
حاجت نه به مکه و مدینه
شد کعبه فاضلان جنابت
صیت تو رسد به هر مدینه
در هجره تو که باد معمور
باشد همه چیزها بدی نه
کردیم نشاط بر بساطت
خوش بود مرا نشاط دینه
روزی کندت خدای روزی
از عالم غیب صد خزینه
تا تو به کرم بر اهل معنی
آنها همه را کنی هزینه
فضل و هنر و علوم هستند
از قدر تو مایه کمینه
دریای محیط بخششت راست
بسیار فزونی و کمی نه
در خاطر توست گنج معنی
وز فضل تو را بسی دفینه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره ستایش و بزرگی یک شخصیت والامقام است که او را به عنوان "تاج سر افاضل" و "قبله مقبلان" معرفی میکند. شاعر به فضل، علم و هنر او اشاره دارد و بیان میکند که او منبع بینهایت بخشش و لطف است. همچنین، از این شخصیت خواسته میشود که به اهل معنی و جویندگان علم کمک کند تا با بهرهمندی از فضایل و دانش او، به کمال دست یابند. شاعر در نهایت به غنای معنوی و ذخایر پنهان شخصیت مزبور تأکید میکند.
هوش مصنوعی: ای سرآمد همه فضائل، لطف تو آرامش روح را به ارمغان میآورد.
هوش مصنوعی: وجود تو، مانند یک ملک و سرزمین با صفات ویژه است، ولی در طبیعت دشمن تو، تنها چیزی جز یک سگ وجود ندارد.
هوش مصنوعی: ای منبع امید و مقصود کسانی که به تو روی آوردهاند، نیازی به سفر به مکه و مدینه برای برآورده کردن خواستههایمان نیست.
هوش مصنوعی: کعبهی فضیلت به توشهی نیکیها پر شده و نامت در هر شهری به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: در جایی که تو نیستی و تنها باد در آنجا میوزد، همه چیز غمانگیز و بد به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: ما در کنار تو شادی را تجربه کردیم و این شادی برای من بسیار دلپذیر و دلچسب بود.
هوش مصنوعی: روزی خواهد رسید که خداوند روزی تو را از عالم غیب فراهم خواهد کرد و از این سرشار از نعمتها و ثروتها خواهد بود.
هوش مصنوعی: هر زمان که تو با لطف و مهربانی بر اهل دانش و معرفت توجه کنی، آنها نیز به خوبی و نیکویی به تو پاسخ خواهند داد و از خود گذشتگی خواهند کرد.
هوش مصنوعی: فضیلت، هنر و دانش همگی از ارزش تو به مقدار کم ناشی میشوند.
هوش مصنوعی: دریای وسیع محبت تو بسیار فراوان است و هیچ کمبودی ندارد.
هوش مصنوعی: در ذهن تو معنای گرانبهایی وجود دارد و نعمت و دانایی تو برای بسیاران ارزشمند و پنهان است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پر کن صنما هلاقنینه
زان آب حیات راستینه
زان می که چو از خم سفالین
تحویل کند در آبگینه
حاجی به شعاع او به شب در
[...]
آن کن که کلید آن خزینه
پولاد بود نه آبگینه
ای آرزوی هزار سینه
وندر دل تو هزار کینه
هستم ز برت که هست پیدا
در جامه چو می در آبگینه
هر قطره خون ز چشم من هست
[...]
بی لعل تو دل درون سینه
خون است چو می در آبگینه
غمهای تو برد صبرم از دل
تاراج سپاه شد خزینه
مرغ دل من ز روی و خالت
[...]
تا چند کشد دل کمینه
چون دم نفس از شکاف سینه
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.