شاها یقین که مدح و ثنای تو برترست
زانها که در سواد دل و دفتر آمده است
شاها بیان حال مفصل نمیکنم
درد مفاصل است که گردم برآمدست
از درد جامهای که به زانو همی رسد
زین جامه خانه بهره من چاکر بر آمدست
درد دل و جفای جهانم نبود بس
کم درد پای نیز کنون بر سر آمدست
حالم ز من مپرس که بهر عرض حال
برخاسته است درد و به زانو درآمدست
این بوده است مانع اگر زانکه چند روز
سلمان به آستان شما کمتر آمدست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به مدح و ثنای پادشاه پرداخته و میگوید که این ستایش از تمامی نوشتهها و دلنوشتهها برتر است. او از دردهای جسمی و ناراحتیهایی که باعث شده به آستان پادشاه کمتر حاضر شود، سخن میگوید و حال خود را به تصویر میکشد. دردها و رنجهای او در زندگی باعث شدهاند تا نتواند خوب از حال خود بگوید و در نهایت تأکید میکند که این مشکلات مانع دیدار او با پادشاه شده است.
هوش مصنوعی: ای شاه، بدون شک ستایش و نیکو نامی تو از تمام آنچه در کتابها و دلها آمده است، برتر و والاتر است.
هوش مصنوعی: ای پادشاه، حال و احوالم را به طور کامل توضیح نمیدهم، زیرا دردی که دارم مانند دردی است که در مفاصل احساس میشود و باعث زحمت من شده است.
هوش مصنوعی: از درد لباس که به زانو میرسد، باید بگویم که از این لباس، اینجا در خانه، من مانند شخصی که خدمتکار است، رنج میکشم.
هوش مصنوعی: دلخوشی و زحمتهای دنیا دیگر برایم کافی نیست و اکنون درد پایم نیز به مشکلاتم افزوده شده است.
هوش مصنوعی: حالم را از من نپرس، چون دردی که دارم باعث شده است که به زانو بیفتم و برای بیان حال خود هیچ توانی ندارم.
هوش مصنوعی: اگر سلمان چند روز کمتر به درگاه شما آمده، این دلیل بر آن نیست که مانعی در کار بوده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.