اول آن است که چون نیت عزلت دارد
بنده زین دایره جمع جدا خواهد بود
گوشه خانهای امروز وطن خواهد ساخت
کش خداوند جهان خانه خدا خواهد بود
مدتی مالک ملک شعرا بود بحق
این زمان جامع جمع فقرا خواهد بود
پیش ازین در پی مخلوق به سر میگردید
بعد ازین بر در معبود به پا خواهد بود
بنده تا زنده بود وجه معاش بنده
هیچ شک نیست کز احسان شما خواهد بود
لیک دارم طمع آنکه معین باشد
که مرا وجه معیشت ز کجا خواهد بود؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه از تصمیم خود برای ترک جمع و زندگی در عزلت خبر میدهد. او میخواهد گوشهای از خانهاش را به منزلی برای خداوند تبدیل کند و از زندگی پیشین خود که در میان شاعران و مخلوقات بود، فاصله بگیرد. شاعر در این تغییر زندگی، به دقت در مورد تأمین معیشت خود فکر میکند و به احسان دیگران امیدوار است، اما در عین حال نگران این است که منبع روزیاش از کجا خواهد بود.
هوش مصنوعی: نخستین نکته این است که وقتی کسی تصمیم به گوشهگیری میگیرد، از این دنیای جمعی و اجتماعی جدا میشود.
هوش مصنوعی: امروز در گوشهای از خانه، به زودی مکانی برای زندگی و آرامش ایجاد خواهد شد که در آن، حضور الهی احساس میشود و آن خانه به نوعی به کانونی برای ارتباط با خدا تبدیل خواهد شد.
هوش مصنوعی: مدتی شاعرها صاحب مقام و ارزش بودند، اما اکنون زمان آن رسیده است که رهبر و پیشوای واقعی فقرا و نیازمندان خواهد شد.
هوش مصنوعی: قبل از این، فردی به دنبال آفریدگان و مخلوقات بود، اما از این پس به درگاه خداوند خواهد ایستاد و تضرع میکند.
هوش مصنوعی: من تا زمانی که زندهام، هیچ تردیدی ندارم که منبع زندگی و روزیام تنها به خاطر لطف و احسان شماست.
هوش مصنوعی: اما من امید دارم که کسی وجود داشته باشد که مشخص کند من از کجا باید زندگیام را بگذرانم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یارب این دل به کجا رفت و کجا خواهد بود
هر کجا چشم خوش و زلف دوتا خواهد بود
گر ازین شیوه بود مهر تو و جور رقیب
قاصد و همدم من باد صبا خواهد بود
دوست دشمن شد و دیدم به سطرلاب قدح
[...]
روی زیبای تو چون شمع صفا خواهد بود
دل آشفته ما مست بلا خواهد بود
دارد امید دل من بخداوند کریم
هر بلایی که رسد عین عطا خواهد بود
هر گروهی بسبیلی بخداوند روند
[...]
تا می صاف بمیخانه صفا خواهد بود
سرما خاک در میکده ها خواهد بود
کی شود جمع پریشانی خاطر ما را
تا سر زلف تو بر دست صبا خواهد بود
گر چنین سرو قد یار کند جلوه گری
[...]
این درختی است که در باغ صفا خواهد بود
اصل آن ثابت و فرعش به سما خواهد بود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.