ای سردور از بدن روزی تو سامان داشتی
جا به دوش مصطفی با لعل خندان داشتی
خضر را رهبر تو بودی جانب عین الحیات
خود چرا در وقت مردن کام عطشان داشتی
هرگز از یادم نخواهد رفت کاندر کربلا
العطش گفتی به زیر تیغ تا جان داشتی
او فتاد آخر به دست اهرمن انگشترت
ای سلیمانی که عالم زیر فرمان داشتی
روی اطفال یتیمت گشت از سیلی سیاه
با همه احسان که در حق یتیمان داشتی
گر نبردند از تنت آن کهنه پیراهن چرا
روی خاک کربلا پس جسم عریان داشتی
کج نمودی از تنت آن کهنه پیراهن چرا
روی خاک کربلا پس جسم عریان داشتی
کج نمودی گردن خود در بر دشمن چرا
تابه دور خود زنان مو پریشان داشتی
ای برادر خواهر زارت بسر معجر نداشت
ورنه دیدم بیکفن تن در بیابان داشتی
شمر را دیدی به خونت تشنه بود ای تشنه لب
باز چشم آب از ین نامسلمان داشتی
حرمت مهماننوازی خولیا اینسان نبود
راس مهمان در تنور خویش پنهان داشتی
(صامتا) تا خود جزایت چیست در روز جزا
کامبش اندر این مصیبت چشم گریان داشتی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: حضرت زینب(ع) در این شعر از یادآوری مصائب کربلا سخن میگوید و به خاطراتی از برادرش امام حسین(ع) اشاره میکند. او به یاد روزگارانی میافتد که برادرش در زندگی خوشحال و با وقار بود و در مسیر الهی قرار داشت. زینب از تشنگی امام حسین(ع) در میدان جنگ و نیز ستمهای دشمنان یاد میکند و به وضعیت یتیمان و بیکفنی که در کربلا بر آنها گذشت، میپردازد. او به دلسوزی و مهربانی برادرش با یتیمان اشاره میکند و تأسف میخورد که در آن شرایط سخت، برادرش به شدت مورد حمله قرار گرفت. در پایان، زینب به عواقب آن واقعه و وضعیت خود به عنوان شاهد این فاجعه میپردازد و احساس اندوه و بیپناهی میکند.
هوش مصنوعی: ای کسی که روزگاری را با زیبایی و آرامش گذراندهای، در دنیای زندگی خود به قدری خوشبخت و سرزنده بودی که بر دوش مصطفی، همراه با لبخند مانند دانههای لعل، جا داشت.
هوش مصنوعی: خضر که خود مردی حکیم و داناست، راهنمای تو بود؛ حال چرا در لحظهای که باید بمیری، همچنان تشنه زندگی و حیات بودی؟
هوش مصنوعی: هرگز فراموش نخواهم کرد که تو در کربلا در حالی که زیر شمشیر بودی، به تشنگی و عطش خود اشاره کردی تا زمانی که جان در بدن داشتی.
هوش مصنوعی: او در نهایت به دست شیطان افتاد، ای سلیمان که بر تمامی جهان حاکم بودی و سلطنت داشتی.
هوش مصنوعی: بر اثر سیلیهای سختی که به یتیمان زده میشود، تمام محبتها و احسانهایی که به آنها کردهای، تحت تأثیر قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: اگر آن پیراهن کهنه از بدنت جدا نشده بود، پس چرا در کربلا بدنت عریان بود؟
هوش مصنوعی: چرا از بدنت آن پیراهن قدیمی را کج نشان دادی، در حالی که بر خاک کربلا بدنی عریان داشتی؟
هوش مصنوعی: چرا گردن خود را به طرز افسرده و کج در مقابل دشمن نشان دادی؟ مگر اینکه دور خود موهای پریشانی داشتی و از آنها به خوبی مراقبت نمیکردی؟
هوش مصنوعی: ای برادر، خواهر تو را در حالتی دیدهام که اگر حجابش را داشت، میتوانستم بگویم که بیکفن و در میان بیابان بدنش را میدیدم.
هوش مصنوعی: شمر را دیدی که به خونت تشنه بود، ای تشنه لب! چطور میتوانستی هنوز به آب چشم داشته باشی در حالی که او نامسلمان بود؟
هوش مصنوعی: در آداب مهماننوازی، حرمت و احترام به مهمان بسیار اهمیت دارد. انسانهای شایسته نیازی ندارند که مهمان را در شرایط سخت و نامناسب قرار دهند. باید به مهمانی که به خانهات آمده، توجه و محبت کرد و او را در شرایط خوب و دلپذیر پذیرا بود.
هوش مصنوعی: تا روز قیامت، بر تو پنهان است که جزایت چه خواهد بود. در این مصیبت، چشمانت را گریان نگه داشتی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ماه من ماند به سر و ار سرو جولان داشتی
سرو من ماند به ماه ار ماه دستان داشتی
ماه بودی ماه اگر چون سرو بودی بر زمین
سرو بودی سرو اگر چول ماه جولان داشتی
سرو من ماند به ماه و ماه من ماند به سرو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.