از پی تو ز عدم ما به جهان آمدهایم
نز برای طرب و لهو و فغان آمدهایم
عشق نپذیرد هستی و پرستیدن نفس
ما ازین معنی بی نام و نشان آمدهایم
تا کی از نسبت بی اصل همی لاف زنیم
کز غرور خود بی خود به زبان آمدهایم
مانده در بند زمانیم و زمان ما را نه
در مکانیم نه از بهر مکان آمدهایم
هر کسی راه ازین ره به قدم میسپرد
ما در اسپردن این راه به جان آمدهایم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به جستجوی عشق و حقیقت میپردازد و میگوید که وجودش در این جهان به دلیل عشق و معنویت بوده، نه برای لذتهای زودگذر. او از مفهوم هستی و پرستش نفس دور شده و بر این نکته تأکید میکند که انسانها نباید به غرور و تباهی زمان و مکان مشغول شوند. شاعر بر این باور است که همه باید با ایمان و جدیت در مسیر عشق و معناداری زندگی گام بردارند. در نهایت، او خود را به عنوان نشانی از این جستجو و حقیقت معرفی میکند.
هوش مصنوعی: ما به خاطر تو از عدم و نیستی به دنیا آمدهایم، نه برای خوشگذرانی و شادی و زاری.
هوش مصنوعی: عشق چیزی را نمیپذیرد و ما به خاطر این احساس عمیق، از وجود خود و پرستش نفسمان، به این دنیا آمدهایم بدون اینکه نام و نشانی داشته باشیم.
هوش مصنوعی: چقدر باید به نسبتهایی که پایه و اساس ندارد، فخر بفروشیم و در واقع از روی خودبزرگبینی، بیمقدمه و بیدلیل صحبت کنیم؟
هوش مصنوعی: ما در قید زمان بسر میبریم و زمان ما نه به مکان محدود است و نه به خاطر جا آمدهایم.
هوش مصنوعی: هر کسی برای پیشرفت و موفقیت در زندگیاش تلاش میکند، اما ما با تمام وجود و با تمام احساسمان در این مسیر قدم میزنیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ما بنظّاره ی رویت بجهان آمده ایم
وز عدم پی بپیت نعره زنان آمده ایم
چون دل گمشده را با تو نشان یافته ایم
از پی آن دل پر خون بنشان آمده ایم
گر برآریم فغان از غم دل معذوریم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.