ای لعبت مشکین کله بگشای گوی از آن کله
می خور ز جام و بلبله با ما خور و با ما نشین
مشک از هلال انگیختی وز لاله عنبر بیختی
وز مه فرود آویختی کرده به چنگ اندر عجین
از هیچ مادر یا پدر چون تو نزاید یک پسر
خورشیدی ای جان یا قمر گر دل ببردی شو ببین
ای ماهرو نیکو سیر ای روی چو شمس و قمر
من بر تو نگزینم دگر گر تو گزینی شو گزین
کس را چو تو گل سور نی در خلد چون تو حور نی
در پردهٔ زنبور نی چون دو لب تو انگبین



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیبایی معشوق میپردازد و او را با نمادهای طبیعی و celestial مانند گل، خورشید، و ماه مقایسه میکند. او از معشوق میخواهد که با روی دلفریبش برگردد و به جمع او بیاید تا از شراب خوش و نشاطبخش بهرهمند شوند. شاعر تأکید میکند که هیچ کس به زیبایی معشوق نیست و او را از سایر زیباییها متمایز میسازد، به طوری که معشوق تنها در زیبایی نمونهاست. خصوصیات منحصربهفرد او باعث میشود که شاعر برای او ارزش ویژهای قائل شود و هیچ چیز دیگری را بر او ترجیح ندهد.
هوش مصنوعی: ای معشوقه با موهای سیاه و زیبا، سرت را از حجاب بردار و از آن موهایت بنوش. بیا و با ما خوش بگذران و در کنار ما بمان.
هوش مصنوعی: تو با هلال (ماه) مشک را از جایی برداشتهای و از لاله (گل مورد استفاده در عطر) عطر را پراکنده کردی و مه (ماه) را به زمین فرود آوردی؛ همه اینها را در دستانت به هم آمیختی.
هوش مصنوعی: هیچ پدر یا مادری مانند تو نمیتواند فرزندی شبیه به خورشید یا ماه به دنیا آورد. اگر تو دل مرا ربودهای، بیایید و ببین!
هوش مصنوعی: ای دختر زیبا، تو با راه و روش خوبت همچون ماه تابان هستی و چهرهات مثل خورشید و ماه میدرخشد. من دیگر تو را انتخاب نمیکنم، اگر تو هم مرا برگزینی، انتخاب تو را میپذیرم.
هوش مصنوعی: هیچکس مانند تو در باغ بهشت گل نیست و هیچکس مانند تو در میان حورها وجود ندارد. تو در زیبایی و لطافت نظیر نداری، همانند شهدی شیرین بر لبان تو.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای شهریار بیقرین ، ای پادشاه پاک دین
ای مر ترا داده خدای آسمان ملک زمین
هم میر نیکو منظری، هم شاه نیکو مخبری
بر منظر و برمخبر تو آفرین باد آفرین
ای نیکنام! ای نیکخوی! ای نیکدل! ای نیکروی!
[...]
ای ناصر انصار دین از اولین وز آخرین
هرگز نبیند دوربین چون تو امیرالمؤمنین
زیبا نگار نازنین رخ چون گل و بر یاسمین
پاکیزه چون حور معین پیرایهٔ خلد برین
این کیست این این کیست این هذا جنون العاشقین
از آسمان خوشتر شده در نور او روی زمین
بیهوشی جانهاست این یا گوهر کانهاست این
یا سرو بستانهاست این یا صورت روح الامین
سرمستی جان جهان معشوقه چشم و دهان
[...]
عیدست و آن ابرو کمان دلدادگان را درکمین
هم پیش تیغش دل نشان هم پیش تیرش دلنشین
عیدست و آن سیمین بدن هر گه چمان اندر چمن
از جلوه رشک نارون از چهره شرم یاسمین
عیدست وپوشد بر شنح جوشن زموج می قدح
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.