تا کی از عشوه و بهانهٔ تو
چند ازین لابه و فسانهٔ تو
شور و آشوب در جهان افگند
غمزهٔ چشم جاودانهٔ تو
هیچ آشوب نیست در عالم
این چه فتنهست در زمانهٔ تو
کعبهٔ عاشقان سوخته دل
هست امروز آستانهٔ تو
عاشقانت همی طواف کنند
گرد کوی و سرای و خانه تو
ای همایون همای کبک خرام
دل عشاق آشیانهٔ تو
عاشقانت همی به جان بخرند
انده عشق جاودانهٔ تو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و به تأثیرات شگرف او بر دلهای عاشقان اشاره میکند. او از حالوهوای عاشقانی میگوید که در جستوجوی معشوق، برای او دور میزنند و طواف میکنند. شاعر غم و شور عشق جاودانهای را که از چشم معشوق ساطع میشود، توصیف میکند و به سوختن دل عاشقان در آستان او اشاره میکند. در نهایت، او عشق را بهعنوان نیروی محوری و جاودانه در زندگی انسانها معرفی میکند.
هوش مصنوعی: تا کی باید به خاطر حرکات و بهانههای تو ناله و شکایت کنم؟
هوش مصنوعی: نگاه خیرهکننده و جذاب تو، در دل جهان شور و هیجانی بیپایان ایجاد کرده است.
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچ مشکل و آشفتگی وجود ندارد، فقط گاهی در زندگی تو موجی از ناامنی و فتنه بهوجود میآید.
هوش مصنوعی: امروز آستانهٔ تو، محلی است که عاشقان با دلهای سوخته و داغیده، به آنجا روی میآورند.
هوش مصنوعی: عاشقانت دور خانه و محل تو میگردند و به آنجا سر میزنند.
هوش مصنوعی: ای پرندهی زیبای دلانگیز، عشاق در آشیانهات سکونت دارند و به تو میبالند.
هوش مصنوعی: عاشقانت با تمام وجود خود غم عشق همیشگی تو را تحمل میکنند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باز آمد چو شد ز هجر دو تو
در بزد گفت کیست گفتش تو
زن بود گر چه سرو مه پرتو
زو هراسی چو صرمی از مه تو
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.