کسی کاندر تو دل بندد همی بر خویشتن خندد
که جز بی معنیی چون تو چو تو دلدار نپسندد
وگر نو کیسهٔ عشق تو از شوخی به دست آری
قباها کز تو در پوشد کمرها کز تو در بندد
ز عمر و صبر و دین ببرید آنکو بست بر تو دل
ز جاه و مال و جان بگسست هر کو با تو پیوندد
سنایی گر به تو دل داد بستاند که بدعهدی
گزافست این چنین زیرک ز ناجنسی کمر رندد
که گر تو فی المثل جانی چنان بستاند از تو دل
که یک چشمت همی گوید دگر چشمت همی خندد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و دلدادگی میپردازد و آن را به نوعی بیمعنی و غیرعملی میداند. او بیان میکند که کسی که دل به چنین عاشق شدنهایی بندد، از خویش میخندد و در عوض از چیزهای دیگر مانند دین، صبر و زندگی دور میشود. سنایی به نوعی نقد میکند که عشق به یک معشوق غیرصادق، انسان را به بیباوری میکشاند و این احساس میتواند از عشق واقعی دور باشد. در پایان، شاعر به بازیگری چشمان معشوق اشاره میکند که در عین محبت، نوعی فریبندگی را به همراه دارد.
هوش مصنوعی: کسی که دلش به عشق تو وابسته است، به خود میخندد و میداند که هیچ دلباخته ای مثل تو وجود ندارد و هیچ چیز جز تو برایش معنی ندارد.
هوش مصنوعی: اگر به شوخی هم عشق تو را به دست بیاوری، آنگاه خواهی دید که لباسها از تو میپوشند و کمرها به خاطر تو گندسته میشود.
هوش مصنوعی: کسی که دلش را به تو پیوند زده، از عمر و صبر و دین خود جدا شده است. او که به خاطر جاه و مال و جان از تو دور شده، دیگر نمیتواند با تو ارتباطی داشته باشد. هر کس که با تو ارتباط برقرار کند، از این دنیای فانی فاصله میگیرد.
هوش مصنوعی: سنایی اگر به تو دل بسپارد، آن را از تو بگیر که وفای خاطر بر او واجب نیست. چنین فرد زیرکی نمیتواند از بیوفایی دوری کند.
هوش مصنوعی: اگر تو به عنوان یک جان محبوب، دلی را از تو بربایی، تنها یک چشم تو میگوید که دیگری هم در حال خندیدن است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
هرانک او در تو دل بندد همی بر خویشتن خندد
که جز همچون تو نااهلی چو تو دلدار نپسندد
اگر نو کیسه عشقی را بدست آری تو، از شوخی
قباها کز تو بردوزد کمرها کز تو بربندد !
و گر خود تو نه ای، جانی، چنان بستانم از تو دل
[...]
کسی کاندر تو دل بندد همی بر خویشتن خندد
که جز بی معنیی چون تو چو تو دلدار نپسندد
اگر تو کیسه عشقی را تو از شوخی بدست آری
قباها کز تو بر دوزد کمرها کز تو بربندد
اگر تو خود نه ای جز جان چنان بستانم از تو دل
[...]
بسا پیر مناجاتی که بر مرکب فروماند
بسا رندِ خراباتی که زین بر شیرِ نر بندد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.