ای چو ماهی نشسته در خرگاه
وز تو خرگاه چون سپهر از ماه
دان که داریم عزم «روز آباد»
منم و یک خر و دو سه همراه
از تومان آرزوست بره و شیر
تره و کوک و میوهٔ روباه
زان که دارند هم ز اقبالت
همرهان نان و چارپایان کاه
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ای چو ماهی نشسته در خرگاه
وز تو خرگاه چون سپهر از ماه
دان که داریم عزم «روز آباد»
منم و یک خر و دو سه همراه
از تومان آرزوست بره و شیر
تره و کوک و میوهٔ روباه
زان که دارند هم ز اقبالت
همرهان نان و چارپایان کاه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر درخواستهایی از یک شخص خاص دارد که به او تشبیه شده است. او از این فرد میخواهد که برای روزی بهتر، غذا و میوههایی همچون گوشت، انگور و تره را فراهم کند. شاعر از وضعیت خود و همراهانش میگوید و نیاز به خوراک را مطرح میکند. در نهایت، شاعر بر اهمیت این درخواست تأکید میکند و به تحولی امیدوار است.
هوش مصنوعی: تو همچون ماهی که در آسمان میدرخشد، و خرگاه تو (محل زندگیات) با درخشش تو مانند آسمان پرستاره است.
هوش مصنوعی: بدان که من مصمم هستم به سمت «روز آباد» بروم، و در این راه تنها یک خر و دو یا سه همراه دارم.
هوش مصنوعی: آرزو میکنم که برهای از خوبیها و شیر مهربانی، سبزی و میوههایی شاداب مانند روباه به دست آورم.
هوش مصنوعی: آنها به خاطر خوششانسی و همراهی، معاش و زندگیشان را بهتر کردهاند و در کنار هم، از نعمتها بهرهمند هستند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از شبستان ببشکم آمد شاه
گشت بشکم ز دلبران چون ماه
خنک این آفتاب و زهره و ماه
که نباشند جاودانه تباه
همه بر یک نهاد خویش دوند
که نگردند هرگز از یک راه
راست گویی ستارگان ملکند
[...]
ای ز عکس رخ تو ، آینه ماه
شاه حُسنی و ، عاشقانْت سپاه
هر کجا بنگری ، دمد نرگس
هر کجا بگذری ، برآید ماه
روی و موی تو نامهٔ خوبی است
[...]
کار زرگر به زر شود بر راه
زر به زرگر سپار و کار بخواه
بر فلک بر، دو مرد پیشه ورند
آن یکی درزی آن دگر جولاه
این ندوزد مگر قبای ملوک
و آن نبافد مگر گلیم سیاه
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.