ای شده پیر و عاجز و فرتوت
مانده در کار خویشتن مبهوت
داده عمر عزیز خویش به باد
شده راضی ز عیش خویش به قوت
متردد میان جبر و قدر
غافل از عین عزت جبروت
ملکوت جهان نخست بدان
پس خبر ده ز مالک ملکوت
مگذر از حکم «آیةالکرسی»
سنگ بفگن چو یافتی یاقوت
آل موسی و آل هارون را
چون ز لاهوت دان جدا ناسوت
نشنیدی که چون نهان گردد
سر حق با سکینه در تابوت
جز سنایی که داند این حکمت
با چنین حکمت سخن مسکوت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف حالتی از پیری و عجز میپردازد که انسان به مرور زمان دچار آن میشود، بیآنکه از زندگی و ماهیت وجودش درک روشنی داشته باشد. او از تضاد میان جبر و اختیار میگوید و به این نکته اشاره میکند که برخی از افراد غافل از عظمت حقیقی وجود و ملکوت هستند. شاعر همچنین به اهمیت شناخت حکمتهای نهفته در زندگی اشاره کرده و تأکید میکند که این حکمتها نه تنها برای او، بلکه برای دیگران نیز قابل فهم نیست. این شعر دعوتی به درک عمیقتر و فراتر از دنیای مادی و ظاهری است.
هوش مصنوعی: ای کسی که پیر و ناتوان شدهای و در کارهای خود سردرگم ماندهای.
هوش مصنوعی: عمر ارزشمند خود را بیهوده سپری کرده و از زندگیش به خاطر لذتهایش راضی است.
هوش مصنوعی: شخصی در انتخاب میان سرنوشت از پیش تعیین شده و اراده آزاد دچار تردید شده و از مقام والا و قدرت واقعی خود بیخبر است.
هوش مصنوعی: جهان معنوی را به دقت بررسی کن و سپس از صاحب این جهان اطلاعاتی را به ما برسان.
هوش مصنوعی: اگر به ارزشهای معنوی و روحانی توجه کنی، مثل ارزش آیةالکرسی در دین اسلام، نباید به چیزهای ناچیز و بیارزش مانند سنگها بپردازی. بلکه باید به جواهرات واقعی و گرانبها مانند یاقوت که نماد ارزش و زیبایی است، توجه کنی.
هوش مصنوعی: از فرزندان موسی و هارون که در جنبههای الهی و روحانی قرار دارند، به وضوح میتوان مشاهده کرد که آنها از دنیای مادی و انسانی جدا هستند.
هوش مصنوعی: آیا نشنیدی که وقتی حقیقت به آرامی در تابوت پنهان میشود، چه حالتی پیدا میکند؟
هوش مصنوعی: تنها سنایی است که این حکمت را میداند و با چنین دانشی در مورد آن سکوت میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هست اینجا برای قوّت و قوت
بازگشتش به عالم ملکوت
طالعش حوت و مشتری در حوت
زهره با او چو لعل با یاقوت
غمِ فرزند و نان و جامه و قوت
بازت آرد ز سِیر در مَلَکوت
باز گردیم از این به شرح سکوت
خمشی چون یم است و گفت چو حوت
همه هستی ز ملک تا ملکوت
یک رقم زان جریدهٔ جبروت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.