گفت در وقت مرگ اسکندر
همه را خواند کهتر و مهتر
گفت اینک دو دست خود بستم
هین بگویید چیست در دستم
آن یکی گفت جوهری داری
وان دگر گفت گوهری داری
آن یکی گفت نامهٔ ملکست
وان دگر گفت خاتم ملکست
گفت نینی که جمله در غلطیت
همه راه هوس همی طلبیت
در زمان هر دو دست خود بگشاد
گفت در دست نیستم جز باد
سالی سیسد به یاد دارم من
زان همه عمر باد دارم من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در لحظهٔ مرگ اسکندر، او نزدیکان خود را جمع کرده و از آنها میخواهد تا بگویند چه چیزی در دستش دارد. برخی از آنها به تفسیرهای مختلفی میپردازند و چیزهایی مانند جواهر، نامهٔ سلطنتی و خاتم را بیان میکنند. اما اسکندر پاسخ میدهد که هیچیک از آنها درست نیست و در واقع تنها چیزی که در دستش دارد، باد است. او از زندگیاش یاد میکند که در طول سیصد سال، فقط باد را در دست داشته است و به این ترتیب به بیثمری دنیوی و فانی بودن زندگی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: در زمان مرگ اسکندر، او همه را جمع کرد، چه بزرگترها و چه کوچکترها.
هوش مصنوعی: گفت: اکنون دستهایم را بستهام، حالا بفرمایید در دست من چه چیزی وجود دارد؟
هوش مصنوعی: یکی گفت که تو دارای گوهر و ارزش هستی، و دیگری نیز گفت که تو جواهر و گوهری در خود داری.
هوش مصنوعی: یکی گفت که این نامه متعلق به پادشاه است و دیگری گفت که این مهر نیز متعلق به پادشاه است.
هوش مصنوعی: گفت که نه، تو در اشتباه هستی، زیرا تمام مسیرهایی که میخواهی بروی فقط به دنبال هوس و خواستههای بیپایه است.
هوش مصنوعی: در آن زمان، هر دو دست خود را باز کرد و گفت: من چیزی در دست ندارم جز باد.
هوش مصنوعی: من یادم هست که سیصد سال از عمرم گذشته و همچنان در خاطر دارم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.