سنایی
»
حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
»
الباب الثامن ذکرالسطان یستنزلالامان
»
بخش ۹ - حکایة فی عفوالملک و عدله
احنف قیس بهر جمعی اسیر
گفت کین بستگان برِ تو امیر
گر بحقند بسته حلمت کو
ور خود از باطلند علمت کو
عفو کان هست اصل دینداری
از برای چه روز میداری
تو ظفر خواستی خدایت داد
او ز تو عفو خواست ناری یاد
هست نزد خدای و خلق ای شاه
شکر قدرت قبول عذر گناه
علم او نوش حلمشان بچشید
علم او بار جُرمشان بکشید


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، احنف قیس به پادشاهی که در موقعیت قضاوت قرار دارد، میگوید که باید در مورد زندانیان فکر کند و از خود بپرسد که آیا این افراد حق دارند یا نه. او به پادشاه یادآوری میکند که عفو کردن یکی از اصول دیانت و انسانیت است و از او میخواهد تا به جای انتقامجویی، رحمت را پیشه کند. پادشاه باید بداند که خداوند نیز عفو و رحمت را میطلبد و شکرگزاری به خاطر قدرت عفو در برابر خطاها از اهمیت بالایی برخوردار است. در نهایت، اشاره میشود که علم و درک الهی میتواند کمک کند تا پادشاه از ظلم به دور بماند و بار گناه دیگران را بر دوش نگیرد.
هوش مصنوعی: احنف قیس برای افرادی که اسیر شده بودند، گفت که این بستگان تو هستند و تو بر آنها امیر و فرمانروا هستی.
هوش مصنوعی: اگر حقیقت دارند، حوصلهات کجاست و اگر از باطلند، علم و آگاهیات کجا است؟
هوش مصنوعی: عفو و بخشش یکی از اصول اساسی دینداری است. برای چه روزی منتظر هستی تا این ویژگی را به کار بگیری؟
هوش مصنوعی: اگر تو به پیروزی و موفقیت طلبی، خداوند تو را نصرت میدهد. اما اگر تو به دنبال عفو و بخشش هستی، باید یادآوری کنی که آن را از آتش و عذاب دور نگهدار.
هوش مصنوعی: خداوند و مردم به شما احترام میگذارند، ای پادشاه. سپاسگوی قدرت شما هستم که میتوانید عذر و گناه را بپذیرید.
هوش مصنوعی: دانش او مانند شرابی شیرین است که حلیم و صبوری را به آنان میآموزد و در عین حال، علم او باری از گناه و خطا را بر دوششان میگذارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.