زخاک کوی توبوی هوا معطر شد
ز نور روی تو شب همچو مه منور شد
چو عشق تو بزمین زآسمان فرود آمد
زمین زشادی آن تا بآسمان برشد
بیمن عشق تو دیدم که روح پاک چوطفل
مسیح وار بگهواره در سخن ور شد
نشد رسیده کسی کو بعشق تو نرسید
که بی صدف نتوانست قطره گوهر شد
اگرچه دردل کان بود جوهر خاکی
بیافت تربیت ازآفتاب تا زر شد
بسعی عشق تو آن کو زنه فلک بگذشت
بدیدمش که زهفتم زمین فروتر شد
مرا چو عشق تو گشت از دو کون دامن گیر
بسی زشوق توام آستین بخون ترشد
زبهر خدمت خاک درتو عاشق تو
بآب چشم وضو ساخت تامطهر شد
ازآنکه خواجه خود را بصدق خدمت کرد
بسی غلام خداوند بنده پرور شد
بداد جان ودل آن کو گدای (کوی) توگشت
نخواست سیم وزر آن کو بتو توانگر شد
اگر بخانه عشق اندر آیی ای درویش
پی خلاص تو دیوارها همه در شد
بکوش تا نرود عشقت از درون بیرون
که پادشاه ولایت ستان بلشکر شد
همه جهان را بی تیغ سیف فرغانی
بخصم داد چو این دولتش میسر شد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل با ستایش معشوق، حال و هوای عشق را توصیف میکند. او میگوید که بوی عشق در فضایی که معشوق حضور دارد، معطر است و نور چهرهاش شب را روشن کرده است. عشق او زمین را از شادی پر کرده و روح را به پاکی و لطافت کودکانه بالا میبرد. غزل به اهمیت عشق و عبودیت در راه خدمت به معشوق اشاره میکند و عشق را گوهری میداند که تنها با رسیدن به معشوق به دست میآید. در نهایت، شاعر بر ضرورت حفظ عشق در دل تاکید میکند و به قدرت و مقام والای کسی که در عشق پایدار است، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: از خاک کوی تو عطر خوشی به فضا پخش شد و نور روی تو، شب را مانند ماه نورانی کرد.
هوش مصنوعی: وقتی عشق تو از آسمان به زمین نازل شد، زمین از خوشحالی تا آسمان بالا رفت.
هوش مصنوعی: با عشق تو، توانستم روح پاکی را ببینم که مانند کودک مسیحی در گهواره، به راحتی و سادگی در کلام زندگی میکند.
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانسته به عشق تو برسد، زیرا مثل مروارید بدون صدف، امکان وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگرچه در دل زمین تنها خاک وجود دارد، اما با تابش آفتاب و تربیت صحیح، آن خاک به طلا تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: با تلاش عشق تو، آن کسی که از گردونه فلک گذشت، او را دیدم که به خاطر من، زمین پایینتر آمد.
هوش مصنوعی: وقتی عشق تو در زندگیام پیدا شد، از هر دو جهان به من چنگ انداخت و به خاطر شوق تو، آستینم به خون آغشته شد.
هوش مصنوعی: برای خدمت به تو، عشق من به تو، با اشکهایی که مانند آب وضوست، آماده میشود تا پاک و مطهر شوم.
هوش مصنوعی: کسی که با صداقت و وفاداری به خدمت آقایش پرداخت، به این ترتیب توانست بزرگ و محترم شود و دیگران نیز به او احترام گذاشتند.
هوش مصنوعی: کسی که در عشق تو به جان و دلش میرسد، از داشتن پول و ثروت پرهیز میکند، اما آن کسی که بهواسطهی تو ثروتمند میشود، دیگر به تو عشق نمیورزد.
هوش مصنوعی: اگر به خانه عشق وارد شوی، ای درویش، برای رهاییات حتی دیوارها هم از بین میروند.
هوش مصنوعی: سعی کن عشقت از دل خارج نشود، زیرا این عشق مانند یک فرمانرواست که در قلمرو وجودت حکمفرمایی میکند.
هوش مصنوعی: همه دنیا را بدون هیچ شمشیری به دست آورد، زمانی که این حکومت برایش ممکن شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
لوای دولت و ملت کنون مظفر شد
که پادشاه جهان ابوالمظفر شد
خدایگان بشر، شاه شیر دل، اتسز
که باس او را شیر فلک مسخر شد
ز بیقراری سر تیغ پسر صواعق او
[...]
شبی بلطف ز پیر خرد بپرسیدم
بدانخیال که در خاطرم مصور شد
که رنج محنت ایام و حادثات زمان
همه برای من اندر جهان مقرر شد
بعمر خویش ندیدم که یک مراد مرا
[...]
رمید دل ز من خسته پیش دلبر شد
دماغ جان ز سر زلف او معطّر شد
چو روی آن بت رعنا بدید از سر شوق
ز جان غلام رخ یار ماه پیکر شد
اگرچه زلف سیاهت به شب رهش گم کرد
[...]
به روی گرم تو آیینه تا برابر شد
بهشت روی ترا چشمه سار کوثر شد
زخال اگر چه بنا گوش نیک اختر شد
ازین ستاره شب زلف دل سیه تر شد
دل نظارگیان آب شد زدیدن تو
[...]
چنان ز نکهت زلفش هوا معطر شد
که از نفس رگ جانم فتیله عنبر شد
مراد مرد ترقی است در مراتب عشق
اگر نه به شد داغ دل تو بهتر شد
بتی که نرگس مستش بلای جان و دل است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.