ایا چو فصل بهار از رخت جهان را زین
رخ تو ثانی خورشید و ثالث القمرین
به سوی جدول خوبان که مظهر حسنند
لطافت آب روان آمد و تو رأس العین
همین که در تو اثر کرد شرم عثمانی
شود ز رنگ دو رخ چهرهٔ تو ذوالنّورین
از آدمی و پری هیچ کس نماند زشت
چو نور روی تو قسمت کنند بر ثقلین
اگر چه کوی تو امروز شهرتی دارد
به کشتگان غم تو چو کربلا به حسین
کنون به لعل تو آب حیات نسبت یافت
چو طول عمر به خضر و چو سد به ذوالقرنین
همای وصل توام سایه بر سر اندازد
رقیب ار نبود در میان غراب البین
گهرفشان کن بر دوست سیف فرغانی
که هست طبع و دلت دُرّ نظم را بحرین
بدان که در دو جهان کعبهٔ دل عشاق
به دوست فخر کند چون به مصطفی حرمین
به کوی عشق وطن ساز و رخت آنجا نه
که دلگشاتر از آن جای نیست در کونین
فراز قلهٔ طور است، کسب کن دیدار
کنار وادی قدس است خلع کن نعلین


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل با تجلیل از زیبایی محبوب خود، به توصیف لبخند او میپردازد که بهار را به یاد میآورد و موجب شگفتی و تازگی در جهان میشود. او زیبایی محبوبش را همسطح خورشید و ماه میداند و میگوید که هیچ کس در مقابل این نور زشت نیست. همچنین به جنبههای حیاتبخش و جاذبههای عشق اشاره میکند و به اهمیت دیدار محبوب و عشق در قلب عاشقان میپردازد. شاعر در نهایت، دلیلی برای عاشق بودن و تلاش برای رسیدن به محبوبش را ارائه میدهد و عشق را مقدسترین مکان برای دلها معرفی میکند.
هوش مصنوعی: آیا مانند فصل بهار، با زیباییات جهان را نورانی و شاداب کردهای، به گونهای که چهرهات از خورشید درخشانتر و از ماه روشنتر است؟
هوش مصنوعی: به سمت جویبار نیکیها که نماد زیبایی هستند، لطافت آب روان جریان دارد و تو در اوج زیبایی هستی.
هوش مصنوعی: زمانی که تأثیری که در وجود تو ایجاد میشود، سبب شرمندگی عثمانیها خواهد شد و رنگ چهرهٔ تو مانند دو چهرهٔ ذوالنورین خواهد گشت.
هوش مصنوعی: هیچ کس از انسانها و جنها زشت نخواهد ماند، وقتی نور چهرهات بین دو جهان تقسیم شود.
هوش مصنوعی: اگرچه امروز خیابان تو به خاطر درد و غم تو به شهرت رسیده، اما این درد و غم شبیه قربانیان کربلا برای حسین است.
هوش مصنوعی: حال با وجود لبهای تو که همچون مروارید است، زندگی و جاودانگی به من نسبت داده شده است؛ همانطور که خضر به خاطر طول عمرش و ذو القرنین به خاطر سدش مشهورند.
هوش مصنوعی: اگر رقیبی در میان نبود، سایه عشق تو بر سر من همیشه باقی میماند.
هوش مصنوعی: بر دوستِ سیف فرغانی، قلمی به دست بگیر و نوشتههای زیبا و فرهیختهای بنگار. زیرا که روح و دل تو، مانند دریاهای عمیق، سرشار از زیبایی و ظرافت کلام است.
هوش مصنوعی: بدان که در دو دنیا، کعبهٔ قلب عاشقان به معشوقه خود میبالد و افتخار میکند، همانطور که حرمین شریفین به پیامبرشان فخر میکند.
هوش مصنوعی: به زندگی در جایی ادامه بده که عشق و محبت در آن جریان دارد و مشغول جمع آوری دلخوشیهایت شو، زیرا هیچ جایی در این دنیا دلپذیرتر از آن نیست.
هوش مصنوعی: به بالای قلهٔ طور برو و برای دیدار در کنار سرزمین مقدس آماده شو و کفشهایت را بکن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ترنج بیدار اندر شده به خواب گران
گل غنوده برانگیخته سر از بالین
هر آنکه خاتم مدح تو کرد در انگشت
سر از دریچه زرین برون کند چو نگین
بخار دریا بر اورمزد و فروردین
همی فرو گسلد رشته های درّ ثمین
ز آب پاک دهان پر ستاره دارد ابر
ز باد پاک شکم پر ستاره دارد طین
بمشکرنگ لباس اندرون شدست هوا
[...]
همی کند به گل سرخ بر بنفشه کمین
همی ستاند سنبل ولایت نسرین
بنفشه و گل ونسرین و سنبل اندر باغ
به صلح باید بودن چو دوستان، نه بکین
میان ایشان جنگی بزرگ خواهد خاست
[...]
بشکل غالیه دانیست لاله ، یاقوتین
نشان غالیه اندر میان غالیه دان
بتی بمهر چو لیلی بچهر چون شیرین
بوصل او دل من شاد و عیش من شیرین
مثل زنند بشیرین لبش و لیکن هست
حدیث کردن شیرین او به از شیرین
اگر بچین بنگارند نقش چهره او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.