مرا گفت دل چون چنین یار داری
چوبلبل همی گو که گلزار داری
نه در ملک من چون تویی دوست دارم
نه درحسن تو چون خودی یار داری
چوچشم تو بینم بروی تو گویم
که ای ماه چونی زبیمار داری
منم بی تو دل تنگ وبر تو بیک جو(؟)
که از من ملالت بخروار داری
زگلزار وصلت کرا رنگ باشد
که چندین رقیبان چون خار داری
من و نیم جانی و وصلت چه گویی
توانگرتر ازمن خریدار داری؟
مرا ازپی روز وصل خود ای مه
همه شب چو استاره بیدار داری
بمن کی رسد نوبت وصلت آخر
که چون من هزاران طلب کار داری
ترا چون زمن بهتری فخر نبود
چگویم گراز چون منی عار داری
اگر چه چو لیلی عزیزی نشاید
که مجنون خود را چنین خوار داری
کمین عاشقت سیف فرغانی وتو
ازو کمتر امروز بسیار داری



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساسات عمیق و دشواریهای عشق خود میپردازد. او نسبت به یار خود ابراز دلخواهی و علاقه میکند و در عین حال از تنهایی و دوری از محبوبش گلایه دارد. او به زیبایی یار و رقبای زیادی که در این رابطه وجود دارند اشاره میکند و احساس میکند که در مقابل آنها از جایگاه ضعیفی برخوردار است. شاعر با نارضایتی از وضعیت خود و حسرت به وصال محبوب، ملامت و حسرت را در دل دارد و به طعنه به برخی از وضعیتهای عاشقانه و مقایسه خود با دیگران میپردازد. در نهایت، او خود را در وضعیتی پیچیده و دردناک مییابد و این عشق او را دچار تردید و ناراحتی کرده است.
هوش مصنوعی: دل به من گفت که چرا چنین یاری داری، مثل بلبل که میگوید تو باغی داری.
هوش مصنوعی: من نه در این دنیا کسی مانند تو را دوست دارم و نه به خاطر زیباییات، چون خودت یاری داری که تو را دوست دارد.
هوش مصنوعی: وقتی چشمانت را میبینم، به تو میگویم که ای ماه، حال تو چطور است و آیا درد و رنجی داری؟
هوش مصنوعی: من بدون تو دلم پر از دلتنگی است و بر تو چیزی جز حسرت باقی نمانده که از من خسته شدهای.
هوش مصنوعی: در میان گلزار عشق، چه رنگی میتواند باشد وقتی که رقبای زیادی، همچون خار، در آن وجود دارند؟
هوش مصنوعی: من و تو که تنها نیمهای از جان یکدیگر هستیم، چه بگوییم وقتی کسی مانند من توانگر و خواهان تو را دارد؟
هوش مصنوعی: ای ماه، مرا در پی روز وصل خود نگهدار، چون ستارهای که در تمام شب بیدار است.
هوش مصنوعی: کی به من نوبت وصالت میرسد، در حالی که تو هزاران عاشق و طلبکار دیگری داری؟
هوش مصنوعی: تو از هر زمان و مکانی بهتر و ارزشمندتری، پس دیگر چه نیازی به فخر و افتخار است، چگونه میتوانم بگویم که من از تو بهترم؟ تو از من برتری و بینیاز از عیبجویی هستی.
هوش مصنوعی: اگرچه تو مثل لیلی برای من عزیز هستی، اما نباید مجنون را اینگونه تحقیر کنی.
هوش مصنوعی: امروز تو از عاشق شدن کمتر داری و کمین عاشقت، به مانند سیف فرغانی، بسیار است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل آشفته و دیده خونبار داری
مگر با محبت سر و کار داری؟
که نشتر فرو برده، در مغز و جانت
که رگهای مژگان گهربار داری؟
وصالت نصیب است، یا آنکه چون من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.