عاشقم زندهدلی را که تو جانش باشی
قوّت دل دهی و قوت روانش باشی
هر که را چشم دل از عشق تو بینایی یافت
دائم اندر نظر دیدهٔ جانش باشی
قرص خور نان خوهد از سفرهٔ آن کس همه روز
که تو چون شمع شبی بر سر خوانش باشی
همه عالم به ارادت نگرانش باشند
گر تو یک دم به عنایت نگرانش باشی
ای دل خام اگر چون من سودا پخته
طمعت هست که از سوختگانش باشی
دوست جانم به غم عشق خود آگنده خوهد
نه چنین جسم که پرورده بنانش باشی
دوست را گرچه لبی همچو شکر شیرین است
تو نهای لایق آن کز مگسانش باشی
سگ این کوی شدن مرتبهٔ شیران است
اینت بس نیست که در کوی سگانش باشی
کیسه از سیم تهی دار و کنارش پر زر
تا به ساعد کمر موی میانش باشی
در ازل هرچه شد و تا به ابد هرچه شود
بنده تقریر کند گر تو زبانش باشی
سیف فرغانی آفاق بگیرد گر تو
به مدد قوّت بازوی توانش باشی
سعدی زندهدل از بهر تو حق بود که گفت
(هرگز آن دل بنمیرد که تو جانش باشی)


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و وابستگی عمیق و زندهدلانهای که به محبوب خود دارد، میپردازد و تاکید میکند که وجود محبوب برای او همانند جان است. او به حضور مادی و روحانی محبوب اشاره کرده و باور دارد که عشق او میتواند تکیهگاه دل و جان باشد. شاعر بیان میکند که اگر محبوب به او عنایت کند، همه عالم به محبت او خواهند نگریست و همچنین از الفت و دوستی صحبت میکند که عشق آن دوست، موجب غم و شادیاش خواهد بود. در انتهای شعر، شاعر با اشاره به جایگاه جانانهاش از محبوب، به نوعی از ادب و نجابت در عشق یاد میکند و عشق را فراتر از مادیات میداند.
هوش مصنوعی: من عاشق کسی هستم که با زندهدلیاش، تو هم روح و جانش باشی و هم به او قدرت بدهی.
هوش مصنوعی: هر کسی که با دلش زیبایی عشق تو را ببیند، همیشه تو در نظر و دید جان او خواهی بود.
هوش مصنوعی: هر روزی که تو مثل شمع در کنار سفرهاش حضور داشته باشی، او نان و خوراکش را از سفره تو خواهد گرفت.
هوش مصنوعی: تمام جهان، در عشق و ارادت به او نگراناند؛ اگر تو فقط لحظهای با لطف و محبت به او توجه کنی.
هوش مصنوعی: ای دل ساده، اگر تو هم مثل من آرزوهای عمیقی داری، پس باید بدانی که باید صبر کنی تا به نتیجه برسی و از عشق و احساسات دیگران یاد بگیری.
هوش مصنوعی: دوست عزیزم به خاطر غم عشقش به فکر من خواهد بود، نه اینکه فقط به خاطر جسمی که نتیجه دستهایش است به من اهمیت بدهد.
هوش مصنوعی: اگرچه دوست بدنش مانند شکر شیرین است، اما تو شایستگی آن را نداری که از زنبورهایی که بر روی آن نشستهاند، بخواهی.
هوش مصنوعی: در این دنیا، تنها بودن در محلهای که سگها باشند نشاندهندهی عظمت و مقام شیران نیست. کافی نیست که فقط در این مکان باشی، بلکه باید به چیزی بالاتر و بزرگتر دست یابی.
هوش مصنوعی: کیسهات را از سیم خالی کن و کنار آن را پر از طلا کن تا بتوانی با کمر موی خود را به خوبی ببندید.
هوش مصنوعی: در آغاز هر چه اتفاق افتاد و تا پایان دنیا هر چه که خواهد شد، بنده آن را بیان میکند اگر تو توانایی درک آن را داشته باشی.
هوش مصنوعی: اگر تو از نیروی بازوی خود حمایت کنی، سیف فرغانی به وسعت آفاق دست خواهد یافت.
هوش مصنوعی: زندهدل سعدی به خاطر تو حق داشت بگوید که هر دلی که تو جانش هستی، هرگز نمیمیرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرگز آن دل بنمیرد که تو جانش باشی
نیکبخت آن که تو در هر دو جهانش باشی
همین شعر » بیت ۱۲
سعدی زنده دل از بهر تو حق بود که گفت
(هرگز آن دل بنمیرد که تو جانش باشی)
هرگز آن دل بنمیرد که تو جانش باشی
نیکبخت آن که تو در هر دو جهانش باشی
غم و اندیشه در آن دایره هرگز نرود
به حقیقت که تو چون نقطه میانش باشی
هرگزش باد صبا برگ پریشان نکند
[...]
نکشد ناز مسیح آن که تو جانش باشی
در عنان گیری عمر گذرانش باشی
یارب آن چشم که باشد که تو با این همه شرم
محرم راز نگههای نهانش باشی
حال دهشت زدهای خوش که دم عرض سخن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.