ای نو عروس حسن ترا آفتاب روی
مه را ز شرم عارض تو در نقاب روی
بهر نظاره رخ چون ماه تو سزد
گر بر درت چو حلقه نهد آفتاب روی
با ماه عارضت پس ازین آفتاب را
مانند سیل تیره نماید در آب روی
ما چون ستاره ایم و تو خورشید و نور ما
از نور روی تست، ز ما بر متاب روی
زآن ساعتی که دیده ببیداریت بدید
دیگر بچشم من ننموده است خواب روی
از رویم آب رفت و ز باران اشک خود
هردم مرا چو آب شود پر حباب روی
از شرم چهره تو عرق بر گل اوفتد
هرگه که شویی از عرق چون گلاب روی
زلف تو آفتاب رخت را حجاب شد
خورشید را ز ابر بود در حجاب روی
هرگز بود که بار دگر سیف بیندت
بر روی او نهاده تو مست خراب روی
بر کف گرفته جامی زآن سان که مرد را
گلگون شود ز عکسش همچون شراب روی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل درباره زیبایی و جذابیت معشوقهای است که شاعر به او بهعنوان عروس زیبایی و نور معرفی میکند. او چهره معشوق را با آفتاب و ماه مقایسه کرده و میگوید که زیباییاش موجب شرم دیگران میشود. شاعر از عشق و شوقی که به دیدن او دارد سخن میگوید و میافزاید که از زمان دیدن او دیگر خواب آرامی نداشته است. همچنین حسرت و اشتیاقش برای دیدار دوباره معشوقه را بیان کرده و زلف او را به عنوان حجاب خورشید در نظر میگیرد. در نهایت، شاعر به تاثیر عمیق ابراز عشق و زیبایی او بر روح و جسم خود اشاره میکند.
هوش مصنوعی: عزیزم، تو همچون عروسی هستی که زیباییات باعث شده آفتاب و ماه از شرم چهرهات در سایه بمانند.
هوش مصنوعی: برای تماشای چهرهی زیبای تو که چون ماه میدرخشد، شایسته است اگر آفتاب بر در خانهات حلقه بزند.
هوش مصنوعی: صورت زیبای تو پس از این، مانند نور خورشید قدرت خود را از دست میدهد و حتی در آب هم مانند سیلی تاریک به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: ما مانند ستارهها هستیم و تو مانند خورشید، نور ما از روشنایی چهره تو نشأت میگیرد؛ پس بر ما نتاب و ما را نران.
هوش مصنوعی: از زمانی که چشمم به زیبایی تو باز شد، دیگر خواب چهرهات را هرگز در خواب ندیدم.
هوش مصنوعی: بر اثر غم و اندوه، چهرهام همچون آب زلال پاک شده و از گریههایم مانند باران، هر لحظه حبابهای خُود را به وجود میآورم.
هوش مصنوعی: وقتی تو با چهرهی زیبایت شرمگین میشوی، عرق تو به مانند گلاب بر گل میافتد و هر بار که عرق میکنی، جلوهای خاص و دلربا به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: زلف تو چون پردهای، چهرهات را پنهان کرده است. همانطور که خورشید پشت ابر پنهان میشود، چهرهات هم در سایه زلفهایت مستتر است.
هوش مصنوعی: هرگز پیش نیامده که بار دیگر سیف (شمشیر) بر روی او بیفکنی، در حالی که تو به حال مستی و خراب به او نگاه میکنی.
هوش مصنوعی: کسی جامی را در دست گرفته که وقتی نور به آن میتابد، مانند این است که صورتش از زیبایی شراب سرخ شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای سرو گل عذار و مه آفتاب روی
ما را متاب در غم و از ما متاب روی
با سایه سواد سر زلف خویش گیر
ما را که سوختیم در این آفتاب روی
یارب چه نازکی که چو بر گل گذر کنی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.