طوطی روح که دامش قفس ناسوتست
عندلیبی است که جایش چمن لاهوتست
بشکرهای ملون چو مگس حاجت نیست
طوطیی را که ز خوان ملکوتش قوتست
یوسف عقل ترا نفس تو چون زندانست
یونس روح ترا جسم تو بطن الحوتست
ای بدنیا متمتع اگر این عمره و حج
از پی نام کنی کعبه ترا حانوتست
در کهولت چو صبی طبع جوان آیین را
زآن مریدی تو که پیر خردت فرتوتست
دل تو مرده دنیا و چنین تا لب گور
سوبسو مرده کش توتن چون تابوتست
هرکه او تشنه دنیاست ازو ناید عشق
مطلب آب ز چاهی که درو هاروتست
ای جوانمرد تو مرد پیرزن دنیا را
زهره یی دان که رخش آفت صد ماروتست
دل خودبین تو امروز چو افعی شد کور
زآن زمرد که بگرد لب چون یاقوتست
خویشتن را تو چو داود شماری لیکن
هر سر موی تو در ملک یکی جالوتست
سیف فرغانی رو خدمت درویشان کن
کرم قزاز بریشم گر برگ توتست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی وضعیت انسان در دنیا و ارتباط آن با عالم معنوی میپردازد. شاعر به تشبیه روح و جسم میپردازد و آنها را به طوطی و دام تشبیه میکند. او به تفاوت بین لذتهای دنیا و عشق به حقیقت اشاره میکند و یادآور میشود که دنیا همچون زندانی برای روح است. با کنایه به پیری و ناپایداری دنیا، شاعر به جوانان هشدار میدهد که نباید فریب ظواهر را بخورند. همچنین، او به درویشان و انسانهای معنوی توصیه میکند که باید به دنبال حقیقت و کرامت باشند و توجهی به دنیای فانی نداشته باشند.
هوش مصنوعی: طوطی که نماد روح است، در دامی گرفتار شده که دنیای مادی را نشان میدهد، و در مقابل، بلبل (عندلیب) در مکانی است که میتواند آزادی و زیبایی روح را تجربه کند.
هوش مصنوعی: چون شکرهای رنگارنگ و زیبا مانند مگس به آنچه میرسد، نیازی نیست، در عوض طوطی که از سفرهی آسمانی و الهی قوت میگیرد، هیچ نیازی به این قبیل نیست.
هوش مصنوعی: عقل تو مانند یوسف در زندان است و نفس تو آنچنان که یونس در شکم ماهی گرفتار شد، روح تو در جسم محدود شده است.
هوش مصنوعی: ای کسی که از دنیا لذت میبری، اگر به خاطر کسب نام و شهرت، به عمره و حج میروی، بدان که کعبه، برای تو فقط یک مغازه است.
هوش مصنوعی: در سالهای پیری مانند یک جوان پر انرژی و شاداب رفتار کن، چون تو به خاطر پیری و فرسودگی جویای دانش و تجربهای هستی که نیازی به آن نداری.
هوش مصنوعی: دل تو از عشق و احساس خالی شده و به زندگی دنیا بیعلاقه است. تا لب قبر، زندگیات همچون تابوتی خالی و بیروح به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: هر کسی که فقط به دنیا و امور آن دل بسته باشد و خواستهاش از زندگی فقط رفاه و لذتهای دنیوی باشد، نمیتواند به عشق واقعی دست یابد. عشق حقیقی مانند آبی زلال و حیاتبخش است که تنها از چاههای عمیق و معنوی به دست میآید، نه از چاههایی که خشک و بیمحتوا هستند.
هوش مصنوعی: ای جوانمرد، تو همچون مردی هستی که باید در برابر دنیای بیرحم و ناپایدار، به خودت و شجاعتت ایمان داشته باشی؛ چرا که زیبایی و ظاهری که دنیا به نمایش میگذارد، ممکن است پر از دشواریها و مشکلاتی باشد که همچون زهر مار، خطرناک و آزاردهندهاند.
هوش مصنوعی: دل خودبین تو امروز مانند افعی شده که کور است، به خاطر آن زمردی که دور لبش هست و مانند یاقوت به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: تو خود را مانند داود قوی و بزرگوار میپنداری، اما باید بدانی که هر یک از تارهای موی تو در واقع نمایانگر یک جالوت است که تهدیدی برای تو به شمار میآید.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که سیف فرغانی باید به درویشان احترام بگذارد و مهربانی کند، زیرا اگر چند تن از درختان توت را برای کشتن کرم ابریشم (مغز) در طبیعت در نظر بگیرند، بیمهری به درویشان بسان آتش زدن درختانی است که برای تولید ابریشم مفید هستند. در واقع، درویشان و زندگی آنها باید مورد توجه و حمایت قرار گیرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.