ای فرستاده به داعی استری
دلدلی دیگر بزیبی و فری
به ز شبدیزی بگامی و تگی
کم ز طاووسی ببالی و پری
نام او پیک صبا شاید که هست
گام او از کشوری تا کشوری
هر کجا یک جفته بر دیوار زد
در دم از دیوار بگشاید دری
سنگ زیر دست آهن سم او
هست چون در زیر سنگی ساغری
حملهای زو و ز گوران گلهای
جفتهای زو و ز دشمن لشکری
قطع کن نان سپاهی چون تو را
هست در اصطبل ازین سان صفدری
گر بگویم در صفات او سخن
در عروسی میفزایم زیوری
من شتردل را که ترسانم ز گاو
استری باید به خاموشی خری
معنی این قطعه میدانی که چیست
این ز من بستان به من ده دیگری
بهتری دارم طمع از خدمتت
ز آنک در آخر بود زین بهتری



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به توصیف فرستادهای میپردازد که در زیبایی و شجاعت کمنظیر است. او به طور نمادین از ویژگیهای این فرستاده و قدرتش در جنگ و در صلح سخن میگوید و آن را با جانداران مختلف مقایسه میکند. همچنین به ضرورت قدرشناسی از او و اهمیت ستایش از ویژگیهایش اشاره میکند. در نهایت، شاعر به دنبال یک هدیه بهتر از این فرستاده است که از او درخواست میکند.
هوش مصنوعی: ای فرستاده، دعوت تو به قلبی سرشار از محبت و زیبایی است.
هوش مصنوعی: به جای اینکه همچون شبدیز، یعنی اسبی خوشقامت و با شتاب، حرکت کنی، بهتر است مانند طاووس با زیبایی و بالهای رنگارنگ و دلربا زندگی کنی.
هوش مصنوعی: نام او مانند پیامآور صبح است و شاید او به قدری پرآوازه و محبوب باشد که گامهایش از یک سرزمین به سرزمین دیگر میرسد.
هوش مصنوعی: هر جا یک موجود زنده به دیوار ضربهای بزند، بلافاصله آن دیوار برای او گشوده میشود.
هوش مصنوعی: سنگی که زیر دست قرار دارد، در حقیقت مایهای از قدرت و تأثیرگذاری است. مانند اینکه در زیر یک سنگ، ظرفی وجود دارد که نشاندهندهی آن قدرت است.
هوش مصنوعی: حملهای از طرف دشمن و گروهی از جنگجویان به سمت ما آمدند و ما نیز در مقابل آنها صفآرایی کردیم.
هوش مصنوعی: نان سپاهی را از دست تو بگیر، زیرا از این سرسپردگی بهرهای نخواهی برد.
هوش مصنوعی: اگر درباره ویژگیهای او سخن بگویم، انگار که در مراسم عروسی زینتی به جشن میافزایم.
هوش مصنوعی: برای اینکه دلم را آرام کنم و از نگرانیهایش بکاهم، باید به این موضوع توجه کنم که گاهی بهتر است سکوت کنم و نیازی به ترسیدن از مسائل بیمورد نیست.
هوش مصنوعی: این عبارت به نوعی بیانگر این است که از من چیزی را بگیر و در عوض چیزی به من بده که متعلق به دیگری است. به طور کلی، این جمله به تبادل یا واگذاری امری به دیگران اشاره دارد.
هوش مصنوعی: من امید بیشتری از خدمت کردن به تو دارم، زیرا در نهایت این امید بهتر و ارزشمندتر است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مار را، هر چند بهتر پروری
چون یکی خشم آورد کیفر بری
سفله طبع مار دارد، بی خلاف
جهد کن تا روی سفله ننگری
بافکاری بود در شهر هری
داشت زیبا روی و رعنا دختری
سیرت تو هست عین سروری
صورت تو هست محض صفدری
مملکت چون جسم و تو چون دیده ای
محمدت چون بحر و تو چون گوهری
در علو قدر و در کنه شرف
[...]
باز یوسف را نگر در داوری
بندگی و چاه و زندان بر سری
بدگمانی کردن و حرصآوری
کفر باشد پیش خوان مهتری
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.