کردن و ترک فعل یکسانست
همه در قدرت و در امکانست
تا یکی را از آن بر افزاید
به ضرورت مرجحی باید
پس ارادت به بود یا نابود
جانبی را دگر بر آن افزود
فعل گر محدث است از هیئات
خواست بوده است دایماً با ذات
پس ارادت چو کرد مانع دور
گشت ظاهر ز شرطهای ظهور
مانع و شرط و وقت و استعداد
در ازل بودهاند جمله مراد
هیچ تغییری اندرو ناید
هرچه هست آنچنان همی باید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بررسی مفهوم اراده و فعل میپردازد و بیان میکند که انجام و ترک فعل در قدرت و امکان انسان یکسان است. او توضیح میدهد که برای انجام یک عمل، ضروری است که شرایط خاصی وجود داشته باشد و اراده میتواند به وجود یا عدم وجود آن عمل منجر شود. شاعر همچنین اشاره میکند که خواست و اراده همیشه وابسته به ذات وجود دارد و هیچ تغییری در این فرآیند نمیتواند ایجاد شود. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که همواره شرایط و ضرورتهای خاصی در پس هر عمل وجود دارد که نمیتوان آنها را تغییر داد.
هوش مصنوعی: انجام دادن و از انجام دادن چیزی پرهیز کردن، هر دو از نظر قدرت و امکان، برابری میکنند.
هوش مصنوعی: برای اینکه فردی از چیزی بهرهمند شود، باید ویژگی یا امتیاز خاصی داشته باشد که او را برتر کند.
هوش مصنوعی: اگر خواستهات این است که به چیزی پایبند باشی یا آن را رها کنی، پس باید کاری جدید انجام دهی.
هوش مصنوعی: اگر عمل تازهای به وجود آید، همیشه ناشی از صفات و ویژگیهای ذات است.
هوش مصنوعی: وقتی که ارادت و عشق واقعی به چیزی ایجاد شود، مانع از دور شدن و جدایی خواهد شد و این مانع، باعث میشود که ویژگیهای ظاهر به شرطهای ظهور نرسند.
هوش مصنوعی: در آغاز، همه چیزهایی که برای رسیدن به هدف لازم بودهاند، شامل موانع، شرایط، زمان و استعداد، وجود داشتهاند.
هوش مصنوعی: هیچ تغییری در او ایجاد نمیشود و هر چه که هست باید همانگونه بماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.