مرا گر هجر دل بر آتش است و دیده دریا هم
کجا دل می کشد با باغ و با گل گشت و صحرا هم
سگانت را به روزعرض هر یک را نهی کامی
چه شد گر یاد آری در میان مردم از ما هم
مرا یک روز خالی نیست از دردت دلم یکدم
نمی خواهم که بی درد تو باشم روز فردا هم
به تشریف شهادت چون رسانی جان مشتاقان
بدین دولت مزین ساز از تیغ تو ما ر ا هم
بگو تا چون ننالد شاهدی تا صبح دم هر شب
که نبود مونسش غیر از غم و درد و بلا با هم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و هجرانی سخن میگوید که به جانش اثر گذاشته است. او در میان زیباییهای باغ و صحرا، اما بدون محبوبش، حس و حالی از تنهایی و رنج را تجربه میکند. به یاد محبوب خود و دردهای گذشته، فراموشی را نمیخواهد و به ادامهی تحمل دردها در آینده اشاره میکند. همچنین شاعر به جنبهای از شهادت و ارتباط با محبوب اشاره دارد و از غم و درد به عنوان مونس اصلی خود یاد میکند. این احساسات عمیق و نابهنگام به انزوا و رنج از فراق و دوری میانجامند.
هوش مصنوعی: اگر دل من به خاطر دوری میسوزد و چشمانم همچون دریا گریان است، چه جای دلباختگی من در میان باغ و گل و دشت و صحراست؟
هوش مصنوعی: سگهای تو در روز روشن، هر کدامشان را از خوشی نهی کن. چه اتفاقی میافتد اگر در میان مردم به یاد ما بیفتی؟
هوش مصنوعی: هر روزی که میگذرد، دلم پر از درد توست و حتی یک لحظه نمیخواهم بدون این درد زندگی کنم. حتی روز آینده هم نمیخواهم بدون تو و بدون احساس درد تو باشم.
هوش مصنوعی: زمانی که روح مشتاقان را به مقام شهادت میرسانی، ما را نیز با شمشیرت به این نعمت بزرگ آراسته ساز.
هوش مصنوعی: بگو تا وقتی که شواهدی نباشد که تا صبح کسی را به یاد آورد، هر شب فقط غم و درد و مصیبت با او باشد و کسی جز این احساسات در کنارش نباشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چمن بشکفت و سبزه خط کشید و سرو بالا هم
مرا تنگ آمده بیاو دلی از باغ و صحرا هم
چو حال دردمندان عرضه داری ای صبا پیشش
در آن حضرت به گستاخی درودی گوی از ما هم
اجل از آستانت میکشد رختم در آن عالم
[...]
به غیر از مه ندارد کس خبر از ناله و آهم
که او در وادی هجر تو شبها بود همراهم
نگارا! اولین گامی که بردارم، بهر راهم:
ترا گویم، ترا پویم، ترا جویم، ترا خواهم
همین امروز هم مدح تو می بایست و آنگاهم
ثنا شاهان ملک خویش و تو، در یک سخن با هم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.