جانا به لطف خویش به ما یک سخن بگو
با اهل راز یک خبری زان دهن بگو
زاهد ز عشق و محنت او نیست با خبر
این نکته را به عاشق زار چو من بگو
با زاغ و با زغن صفت گل نه لایق است
اوصاف گل به بلبل شیرین سخن بگو
با پیرهن چه حاجت وصف حیات و موت
اوصاف عمر و دولت جان را به تن بگو
تندی مکن به شاهدی ای مرشد نصوح
با او به حسن و لطف ز وجه حسن بگو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از جانا درخواست میکند که به او سخنی بگوید و او را از اسرار عشق و معشوق آگاه کند. او زاهدان را به عدم درک عمق عشق و درد عاشقانه اشاره میکند و میخواهد که حقیقت را به او بگوید. همچنین، با مقایسه بلبل و زاغ، میخواهد بگوید که اوصاف زیبا فقط باید در خور آنها ذکر شود، نه در مورد غیر آنها. شاعر بر این باور است که برای درک زندگی و مرگ، نیازی به ظواهر نیست و در نهایت به مرشدش توصیه میکند که با حسن و لطف با معشوق رفتار کند.
هوش مصنوعی: عزیزم، با مهربانیات به ما یک چیزی بگو و با کسانی که رازها را میدانند، از آنچه که در دلت هست، خبری بیان کن.
هوش مصنوعی: زاهد از عشق و درد او آگاهی ندارد، این نکته را به عاشق دلسوختهای مثل من بگو.
هوش مصنوعی: در کنار زاغ و زغن، نمیتوان به زیباییهای گل اشاره کرد. زیبایی و ویژگیهای گل را باید با بلبل خوشزبان در میان گذاشت.
هوش مصنوعی: با داشتن یک پیرهن، نیازی به توصیف زندگی و مرگ نیست؛ زندگی و قدرت جان را باید با جسم بیان کرد.
هوش مصنوعی: با التماس و ادب با معشوق رفتار کن، ای مرشد نصوح، و از زیبایی او با نرمی و محبت صحبت کن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای باد صبحدم، خبر یار من بگو
با بلبل از شمایل سرو و سمن بگو
اندوه بلبلان خزان دیده، ای صبا
در نوبهار با گل و با نسترن بگو
لعل ترا لطافت عیسی است در نفس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.