خطت را بدایت به غایت خوش است
تماشای آن بی نهایت خوش است
به تیری دل بی نوا را بساز
که از پادشاهان عنایت خوش است
ز زلف حبیب و ز جور رقیب
به اصحاب شکر و شکایت خوش است
مکن واعظا شرح جز وصف عشق
که با عاشقان این حکایت خوش است
نه امروز با درد او دل خوشم
جراحات او از بدایت خوش است
چه خوش گفت شستم ز خون تو دست
که قولش به وجه کنایت خوش است
بگو شاهدی یک حدیثی ز عشق
که از قول تو این روایت خوش است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی خط محبوب و لذتبردن از تماشای آن اشاره میکند و میگوید که محبت و عشق، آرامش دل را به ارمغان میآورد. او به تضاد میان زلف محبوب و سختیهای رقیب پرداخته و از این دوگانه به وصف حال عاشقان میرسد. واعظ را به پرهیز از تجزیه و تحلیل عشق فراخوانده و تأکید میکند که عشق خود داستانی خوشایند است. شاعر گرچه با درد عشق دست و پنجه نرم میکند، اما از زخمهایش نیز خوشنود است، زیرا این درد به نوعی نشانهای از عشق است. در نهایت، شاعر از دوستش میخواهد تا داستانی از عشق بگوید که برای او روایتگر خوشیها باشد.
هوش مصنوعی: نوشتن تو از ابتدا تا انتها بسیار زیباست و تماشای آن به طور تمام و کمال لذتبخش و خوشایند است.
هوش مصنوعی: دل بینوا و بیپناه را به وسیله محبت و مهربانی پر کن، زیرا که امید به لطف و مهربانی پادشاهان سرشار از خوشبختی است.
هوش مصنوعی: از پیچ و تاب موهای معشوق و ناملایمات رقیب، دوستان میتوانند به زیبایی و تلخی زندگی بپردازند.
هوش مصنوعی: بهتر است تنها در مورد عشق صحبت کنی و از داستانهای دیگر بپرهیزی، زیرا این داستانها برای عاشقان بسیار دلنشین و مرغوب است.
هوش مصنوعی: امروز از درد او ناراحت نیستم، زیرا زخم هایش از ابتدا برایم خوشایند است.
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که از خون تو دست شسته و قولش به زبان اشارهای زیباست.
هوش مصنوعی: بگو که یک شاهد وجود دارد که داستانی از عشق میگوید و این روایت از زبان تو بسیار زیبا و دلنشین است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از آن لب شنیدن حکایت خوش است
سخن های شیرین به غایت خوش است
به ابرو رخش آیت حسن خواند
که خواندن به محراب آیت خوش است
نیاید ز تو خوب جور و ستم
[...]
جفای تو بر دل به غایت خوش است
ز شه بر رعیت رعایت خوش است
از آن غمزه و لب به پیش خیال
گهی شکر و گاهی شکایت خوش است
به دشنام تلخم مسوز ای رقیب
[...]
حیا گر ز عاشق به غایت خوش است
ولی از بتان بینهایت خوش است
دلا هر دم از یار، بهر فریب
به پیش رقیبان شکایت خوش است
چنان خو گرفتیم با ناخوشی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.