|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
|
پیشخان کاربر
|
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از غم و درد ناشی از عشق سخن میگوید و بیان میکند که هیچ سودی جز غم در دلش باقی نمانده است. او به آثار آتشین عشق و ناتوانی در بهبودی از درد اشاره میکند و از طبیب میخواهد که درمان کردن را ترک کند، زیرا این درد بهبود یافتنی نیست. همچنین، شاعر از عدم ترس از نابودی در پی افکارش میگوید و در نهایت به چیزهایی که او را خوشحال میکنند، اشاره میکند که فقط زیبایی و چهرهای خاص از معشوقش است.
هوش مصنوعی: دل من تنها به یاد تو پر از ناراحتی و غم است و هیچ چیز دیگری در آن وجود ندارد جز درد و رنج.
هوش مصنوعی: از ناله و آه من در دل معشوق اثری نیست، چرا که دل من به شعلهای تبدیل شده و دیگر دودی باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: دکتر، درمان را کنار بگذار زیرا دیگر از این درد هیچ امید بهبودی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: از فرمان و وجودم نترس، چون فکر و اندیشهای وجود ندارد که به نابودی من منجر شود.
هوش مصنوعی: از وسایل رفاه تنها دیدهای از روی طلا باقی نمانده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.