چو بر دل لشکر دل از کمین ریخت
قرار و صبر و هوش از عقل و دین ریخت
چو دیدم غمزهاش فتان دین است
بگفتم خون خلقی بر زمین ریخت
چو بر گلبرگ تر زد حلقه سنبل
غبار مشک را بر یاسمین ریخت
ز لعلش آب حیوان زندگی یافت
چو از کوثر درون ماء معین ریخت
دمادم شاهدی بهر نثارش
ز هجر دیده بر در ثمین ریخت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تأثیرات عمیق عشق و زیبایی بر دل و روح سخن میگوید. او با توصیف غمزه و چشمان معشوق، احساسات خود را بیان میکند و به تأثیر این عشق بر زندگی و طبیعت اشاره دارد. عشق به معشوق را به آب حیات تشبیه میکند که زندگی را میبخشد و در نهایت، از دوری معشوق رنج میبرد و عشق خود را به زیباییهای آن ابراز میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که نیروهای دل به جنگ برخاستند، آرامش و صبر از بین رفت و عقل و دین نیز تحت تاثیر قرار گرفتند.
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی نگاهش را دیدم، متوجه شدم که این همان فتنۀ دینی است. به همین خاطر، احساس کردم که خون بسیاری از مردم بر زمین میریزد.
هوش مصنوعی: وقتی سنبل، حلقهای بر گلبرگ تازه گذاشت، عطر خوش مشک را بر یاسمین افشاند.
هوش مصنوعی: از لعل لبانش چنان زندگی به دست آورد که مانند آب حیات از کوثر درون آب زلال جاری شد.
هوش مصنوعی: هر لحظه دنبال یاری هستم که به خاطر دوریام از او، اشکهایم را بر سر در طلا بریزد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خطت بر لاله تر مشک چین ریخت
بنفشه در کنار یاسمین ریخت
صبا گردی که برد از آستانت
عروس غنچه را در آستین ریخت
گل از خوبی همی زد با رخت لاف
[...]
کسی کو از حیا خون از جبین ریخت
کم آب روی خود را بر زمین ریخت
نه شبنم بر زمین از یاسمین ریخت
که پیشت آبرویش بر زمین ریخت
نهادم آستین بر دامن چشم
مرا چون شیشه خون از آستین ریخت
به قصد کشتنم، در ساغر چشم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.