هرچه آن سرو ناز میگوید
شرح عمر دراز میگوید
پیش نازش دل شکسته ما
روز و شب از نیاز میگوید
چون حدیث از دهان او گذرد
دل سخن را به راز میگوید
حال خود را به شمع پروانه
بس به سوز و گداز میگوید
دل به تنگ است از رقیب که او
سخن رفته باز میگوید
شاهدی را دلش چو میسوزد
سوز با اهل ساز میگوید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر از عشق و شوق خود به معشوق سخن میگوید. او احساسات دلbroken خود را در برابر زیبایی معشوق توصیف میکند و میگوید هر کلام معشوق، نماد نیاز دائمی اوست. شاعر با بیان درد و سوز دلش نسبت به رقیب، به حالت سوز و گدازش اشاره میکند و در نهایت، این احساسات را به زندگی و ارتباطش با دیگران متصل میکند. شاعر به خوبی عمیق بودن عشق و رنجش را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: هرچه آن دختر زیبا میگوید، از زندگی و عمر طولانی سخن میگوید.
هوش مصنوعی: دل شکسته ما به خاطر زیبایی او همیشه در حال نیاز و درخواست است و هر لحظه از عشق او سخن میگوید.
هوش مصنوعی: وقتی که او سخن میگوید، دل به ناچار به رازی که در کلامش نهفته است، پی میبرد.
هوش مصنوعی: حال خود را به شمع و پروانهای تشبیه میکند که در آتش و داغی عشق، سوز و گداز را تجربه میکنند. این تصویر نشاندهندهی شدت احساسات و دشواریهایی است که فرد میکشد.
هوش مصنوعی: دل از رقیب ناراحت است، زیرا او دوباره صحبتهایی را که قبلاً گفته بود، تکرار میکند.
هوش مصنوعی: اگر دل یک عاشق به خاطر معشوقش میسوزد، او این احساس سوزش را با کسانی که در موسیقی و هنر هستند، به اشتراک میگذارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل که پیش تو راز میگوید
غم دیرینه باز میگوید
عقل سودای زلف خوبان را
فکر دور و دراز میگوید
مگر استاد جورپیشه ترا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.