درد تو جان من به جز این تن نمیکشد
این بخیه غیر رشته و سوزن نمیکشد
دل را اگر چه نزد رقیبان بود دوا
سازد به درد و منت دشمن نمیکشد
بیسرو قد و سبزه خط و گل رخت
دل سوی باغ روضهٔ رضوان نمیکشد
روی تو آفتاب و به هرجا کشید تیغ
من سوختم ز حسرت و بر من نمیکشد
تا شاهدی به دیدهٔ دل دید روی یار
منت دگر ز دیدهٔ روشن نمیکشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد عشق و جدایی مینالد و میگوید که هیچ چیز جز یار نمیتواند تسکین دهندهٔ این درد باشد. او به رقیب اشاره میکند که حتی اگر دلش برای آنها درمانی داشته باشد، اما این درد همچنان باقی است. در توصیف زیبایی محبوب، او به یادآوری سادگی و زیبایی او میپردازد و حسرت آن را میکشد. در نهایت، شاعر به دیدار محبوب و اندوهی که از دوری او دارد، اشاره میکند و بیان میکند که دیگر تحمل انتظار و حسرت را ندارد.
هوش مصنوعی: دردی که تو به من میزنی، فقط از این بدن من برمیآید و غیر از این، هیچ چیز دیگری نمیتواند این درد را تحمل کند.
هوش مصنوعی: اگرچه دل به دست رقیبان است، اما برای درمان دردهای آن، نیازی به تحمل کیفر و زخم زبان دشمن نیست.
هوش مصنوعی: دگرگون و زیبا نیستی، و بدون جذابیتهای ظاهری، بنابراین دل من به سمت باغ بهشتی نمیرود.
هوش مصنوعی: چهرهات مانند آفتاب است و هر جا که نگاه میکنی، من با حسرت میسوزم و کسی به خاطر من تلاشی نمیکند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دل به زیبایی یار عادت نکند، دیگر به تماشای چهره او از چشمهای روشن نخواهد نگریست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل بیرخ تو جانب گلشن نمیکشد
خاطر به سوی لاله و سوسن نمیکشد
بخرام سوی باغ، که گل با وجود تو
خوبی نمیفروشد و دامن نمیکشد
ای بخت خواب رفته، کجایی، که در فراق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.