علم توحید نیک می دانم
خوش به ذوق این کتاب می خوانم
دو نگویم نه مشرکم حاشا
من یکی گویم و مسلمانم
می عشقش به ذوق می نوشم
رندم و ترک باده نتوانم
گاه در جمع و فارغ از هجرم
گاه چون زلف بت پرستانم
در همه حال با خدای خودم
نه غلط می کنم که خود آنم
مظهر اسم اعظم اویم
حافظ حرف حرف قرآنم
سید مجلس خراباتم
ساقی بزم باده نوشانم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به معرفت و عشق به حق اشاره میکند و اعتقاد خود به توحید را با احساس عمیق ابراز میکند. او خود را مسلمان و دور از شرک میداند و از لذت عشق الهی و نوشیدن باده معنوی سخن میگوید. در عین حال، از همنشینی با جمع و شادمانی در بزمها نیز نمیگذرد، اما همواره ارتباطش با خداوند در ذهنش برقرار است. شاعر خود را مظهر اسم اعظم و حامل آیات قرآن معرفی میکند و در نهایت، به عنوان سید مجلس و ساقی بزم بادهنوشان خود را تعریف میکند.
هوش مصنوعی: من در علم توحید آگاهی خوبی دارم و با علاقه این کتاب را مطالعه میکنم.
هوش مصنوعی: من نمیگویم که چند خدا دارم، بلکه به صراحت میگویم که فقط یک خدا دارم و به یکتایی او ایمان دارم.
هوش مصنوعی: محبت او را با خوشحالی مینوشم و من آدمی شاد و سرزنده هستم و نمیتوانم از خوردن شراب دست بکشم.
هوش مصنوعی: گاهی در جمع دیگران هستم و از جدایی بیخبر، و زمانی مانند زلف محبوبان، پیچ و خم دارم.
هوش مصنوعی: در هر شرایطی با خداوند خودم هستم و هیچ اشتباهی نمیکنم، چون خود او هستم.
هوش مصنوعی: من نمایانگر بزرگترین نام او هستم و هر کلمهام از قرآن نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: من رئیس و رهبر مجلس پرشور و شوق هستم و ساقی، به من باده میدهد تا در این بزم، مست و شاداب باشم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آرزومند روی جانانم
برود زار زو همی جانم
آرزو را و درد دوری را
بجز از صبر چیست درمانم
همه چیزی همی توانم کرد
[...]
من که مسعود سعد سلمانم
در کف جود تو گروگانم
میزبانیست تازه روی سخات
من بر او عزیز مهمانم
به همه وقت بار شکر تو را
[...]
به صفت گر چه نقشِ بیجانم
به نگاری و عاشقی مانم
گه چو عشاق جفت صد ماتم
گه چو معشوق جفت صد جانم
به دور نگم چو روی و موی نگار
[...]
ره فراکار خود نمیدانم
غم من نیستت به غم زانم
عاشقم بر تو و همی دانی
فارغی از من و همی دانم
نکنی جز جفا که نشکیبی
[...]
منم آنکس که عقل را جانم
منم آنکس که روح را مانم
دعوی فضل را چو معنایم
معنی عقل را چو برهانم
گلشن روح را چو صد برگم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.