حضرتی غیر او نمی دانم
گر تو دانی بگو نمی دانم
هر که گوید که غیر او باشد
مشنو از وی بگو نمی دانم
عین او را به عین او جویم
به از این جستجو نمی دانم
می خمخانه پاک می نوشم
کوزه ای یا سبو نمی دانم
برو ای عقل و گفتگو بگذار
مستم و گفتگو نمی دانم
هو هو لا اله الا هو
من چه گویم جز او نمی دانم
سید عاشقان یک رویم
عاقلانه دو رو نمی دانم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به جستجوی حقیقت و وجود مطلق، یعنی حضرت حق، میپردازد و اعلام میکند که هیچ چیزی بجز او را نمیشناسد. او تأکید میکند که هر کس غیر از او سخنی بگوید، برایش قابل پذیرش نیست. شاعر در حال نوشیدن میباشد و از جدل و بحث فارغ است، به دلیل اینکه در حالتی مستی و عشق قرار دارد. در نهایت، او به صراحت میگوید که تنها او را میشناسد و به حقیقتی یگانه رسیدن برایش مهمتر از هر چیز دیگری است.
هوش مصنوعی: من کسی غیر از او نمیشناسم، اگر تو چیزی میدانی بگو، چون من نمیدانم.
هوش مصنوعی: هر کس که ادعا کند غیر از او وجود دارد، به او گوش نده زیرا من نمیدانم.
هوش مصنوعی: من با تمام وجود در جستجوی او هستم و نمیدانم که آیا راه بهتری برای یافتن او وجود دارد یا نه.
هوش مصنوعی: در مکانی که شراب خالص وجود دارد، من مشغول نوشیدن هستم و نمیدانم که آیا از کوزهای یا از سبویی مینوشم.
هوش مصنوعی: ای عقل، از من دور شو و اجازه بده تا من در حال مستی باشم؛ چون در این حالت هیچ چیزی از گفتگو و سخن نمیدانم.
هوش مصنوعی: او، تنها ذات عالی و بیهمتاست. من چه میتوانم بگویم جز اینکه غیر از او چیزی نمیدانم.
هوش مصنوعی: من عاشق سید هستم، اما نمیدانم چرا آنقدر عاقلانه رفتار میکنم و دو رو به نظر میرسم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.