یار خود را به ناز می بینم
جان خود را نیاز می بینم
دوش در خواب دیده ام او را
خوش خیالی که باز می بینم
زلف او می کشم به هر سوئی
نیک عمری دراز می بینم
طاق ابروی اوست محرابم
روی خود در نماز می بینم
محرم راز خاص سلطانی
بنده ای چون ایاز می بینم
سید ما کنون به دولت عشق
بر همه سرفراز می بینم
نعمت الله به رندی و مستی
عاشق پاکباز می بینم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل حال و هوای عشق و عشقورزی را به تصویر میکشد. او به زیبایی یار خود میاندیشد و از دیدن او در خواب و خیالاتش لذت میبرد. زلف یار را به عنوان نماد عشق و وابستگی به تصویر میکشد و ابرویش را محراب عبادت خود میداند. او خود را در مقام یک عاشق و بنده به تصویر میکشد و عشق به یار را بالاترین نعمت میداند که او را به بلوغ و سرافرازی میرساند. شاعر در نهایت خود را در حال مستی و رندی در عشق توصیف میکند.
هوش مصنوعی: من محبوبم را با ناز و دلربایی می نگرم و جانم را در پی او و عشقش می یابم.
هوش مصنوعی: دیشب در خواب کسی را دیدم که با خیال خوش تصور میکردم دوباره او را میبینم.
هوش مصنوعی: من هرجا که بروم، زیبایی زلف او را با خود میکشم و این باعث میشود که زندگیام را پر از امید و عمر طولانی ببینم.
هوش مصنوعی: ابروی او برای من مانند محرابی است که در آن با چهرهاش در حال عبادت و نماز هستم.
هوش مصنوعی: من کسی را میبینم که همانند ایاز، بندهای خاص و نزدیک به سلاطین است و رازهای آنها را میداند.
هوش مصنوعی: امروز سید ما را در اوج عشق و محبت میبینم که بر همه نسبت به دیگران برتری دارد.
هوش مصنوعی: خداوند را در محفل جوانان بیپروا و شاداب، سرشار از عشق و فداکاری مییابم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.