با خراباتئی در افتادیم
در خرابات با سر افتادیم
بارها اوفتاده ایم اینجا
آخر عمر دیگر افتادیم
دل به دریا فتاد و ما در پی
سرخوشانیم خوشتر افتادیم
در می افتاده ایم رندانه
چه توان کرد چون درافتادیم
عاشق مست باده بر کف دست
بار از خانمان درافتادیم
دست داریم و سرفدا کردیم
نیک در پای دلبر افتادیم
خوش مقامی است بر در خمار
نکنی عیب ما گر افتادیم
عود دل سوختیم در مجمر
همچو آتش به مجر افتادیم
سید عاشقان دور قمر
بی تکلف که در خور افتادیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تجربههای خود در عالم عشق و مستی یاد میکند و به حالتهای مختلفی که در خرابات، یعنی محل مستی و عشقورزی، دچار آن شده، اشاره میکند. او بارها در این مکان افتاده و همواره سرسپردهٔ عشق و باده بوده است. احساس سرخوشی و شادی در کنار چالشها و پیامدهای آن باعث میشود که همچنان دل به دریا بزند و رندی کند. از افراز روح خود در برابر محبوب سخن میگوید و تأکید دارد که بیعیب بودن بادهنوشی و دستکم گرفتن خود نیز جزو زیباهای این ماجراست. در نهایت، شاعر خود را در آتش عشق و بیقراری احساس میکند و با وجود مشکلات، همچنان عاشق و شاداب میماند.
هوش مصنوعی: ما وارد میخانهای شدیم و به قدری خود را غرق در آنجا کردیم که تمام وجودمان را به آن سپردیم.
هوش مصنوعی: بارها در این مسیر به زمین افتادهایم و حالا در این سن و سال، دوباره به زمین افتادهایم.
هوش مصنوعی: دل ما به شوق و حسی عمیق چیست و ما به دنبال شادی و لذت هستیم، و در این مسیر به چیزهای زیبا و خوشایند دست یافتهایم.
هوش مصنوعی: ما به طرز بازیگوشانهای در مشکلات و چالشها غوطهور میشویم و حالا که در این وضعیت قرار گرفتهایم، چه کار از دستمان برمیآید؟
هوش مصنوعی: عاشق سرمست، همراه با جامی در دست، از خانه و کاشانهام دور افتادهام.
هوش مصنوعی: ما دست در دست هم داریم و با عشق کامل، جانفشانی کردهایم و در برابر محبوبمان به خاک افتادهایم.
هوش مصنوعی: خوشحال کننده است که در جمعی باشی که عیوب و مشکلات ما را نادیده بگیرد، حتی اگر در شرایط بدی قرار بگیریم.
هوش مصنوعی: دل ما مانند چوب عود سوخته است و در میانه شعلهها به حالت سوختن افتادهایم.
هوش مصنوعی: سید عاشقان دور قمر بیتکلف به معنای این است که دلی آرام و بیپیرایه در کنار محبوب قرار گرفتهایم. در این حالت، با افتادگی و تواضع در حضور او حضور داریم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با تف عشق ما در افتادیم
شمعوَش شعله بر سر افتادیم
بارها داده سر در این سودا
با سر نو به او در افتادیم
هفت دریای عشق را گشتیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.