بیا تا با تو ما همباز گردیم
به شهر خویشتن هم باز گردیم
چو شهباز آمدیم از حضرت شاه
بیا تا نزد آن شهباز گردیم
پَر و بالی برآریم از حقیقت
بر اوج لامکان پَرباز گردیم
فدای او شویم از خود به کلی
بر اوج عشق او جانباز گردیم
چو ما آن خاک آن گوئیم زین ره
غبار او شویم و باز گردیم
درین ره مدتی رفتیم بی خود
روا نبود که خود ما باز گردیم
ندیم سیدیم و همدم او
از این همدم کجا ما باز گردیم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از معشوق میخواهد که با هم به سرزمین خود بازگردند و در کنار شخصیت الهی یا شهباز، که نماد عشق و حقیقت است، قرار بگیرند. او به اهمیت فدای خود به عشق محبوب اشاره میکند و میگوید که باید از خود بگذریم تا به اوج عشق دست یابیم. همچنین تاکید میکند که در این مسیر باید از خودسازی و خودفراموشی عبور کنیم، و به دنبال همراهی با محبوب باشیم. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که بیهمراهی و دوری از آن محبوب، بازگشت به خود نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: بیایید با هم به شهر خودمان برگردیم و دوباره به جمع یکدیگر بپیوندیم.
هوش مصنوعی: جوانمردی و شجاعت ما به حدی است که به مانند پرندهای نیرومند از دست قدرت به سوی سروری میرویم، بیایید تا به دور آن بزرگوار جمع شویم.
هوش مصنوعی: ما از حقیقت بال و پر میزنیم و به اوج لامکان پرواز میکنیم.
هوش مصنوعی: از خودمان بگذریم و تمام وجودمان را فدای عشق او کنیم، تا به اوج عشقش برسیم و برایش جانفشانی کنیم.
هوش مصنوعی: ما وقتی برگردیم به آنجا که از آن برخاستهایم، فقط در پی آثار و نشانههای او خواهیم بود و دوباره به گذشتهمان بازمیگردیم.
هوش مصنوعی: ما مدتی در این راه پیش رفتیم و منطقی نبود که حالا به خودمان برگردیم.
هوش مصنوعی: ما در کنار سید خود هستیم و با او دوستیم. حالا از این دوستی و همنشینی چگونه میتوانیم جدا شویم و به عقب برگردیم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.