در خرابات مغان مست و خراب افتادهایم
توبه بشکستیم و دیگر در شراب افتادهایم
عاشقان را همدم جامیم و با ساقی حریف
فارغیم و در دهان شیخ و شاب افتادهایم
دیدهٔ ما تا خیال روی او در خواب دید
گوشهای بگزیدهایم و خوش به خواب افتادهایم
گر نه فصل هجر میخوانیم این گفتار چیست
ور نه بحث وصل داریم از چه باب افتادهایم
ما ز پا افتادهایم افتادگان را دست گیر
کز هوای جام می در اضطراب افتادهایم
تا ز سودای سر زلفش پریشان گشتهایم
مو به مو چون زلف او در پیچ و تاب افتادهایم
نعمت الله در کنار و ساغر می در میان
بر در میخانه مست و بی حجاب افتادهایم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از حال و روز عاشقان مست و خراب در خرابات مغان میگوید. آنها که توبه را شکسته و در شراب غوطهور شدهاند، با ساقی همراهند و در شادی و بیخیالی به سر میبرند. در خیال روی معشوق، در گوشهای خوشهخواب شدهاند و از هجر و وصال گلهمندند. شاعر به افتادگی خود و دیگران اشاره میکند و از اضطراب ناشی از عشق و مشغولیت به می و معشوق سخن میگوید. در نهایت، بر حضور نعمتالله در میخانه و حالت رهایی آنها تأکید میکند.
هوش مصنوعی: ما در میان میخانهها به حالت مستی و نابسامانی افتادهایم. عهد و پیمان خود را شکستهایم و دیگر در لذت نوشیدن شراب غرق شدهایم.
هوش مصنوعی: عاشقان با هم به صرف نوشیدنی و خوشگذرانی مشغولند و از صحبت با ساقی لذت میبرند، در حالی که در مکالمات روحانیون و جوانان هم حضور دارند و بخشی از این فضا هستند.
هوش مصنوعی: چشمان ما زمانی که خیال روی او را در خواب میدیدند، جایی را انتخاب کردهایم و خوشحال در خواب ماندهایم.
هوش مصنوعی: اگر قرار است درباره جدایی صحبت کنیم، پس این گفت و گو چه معنا دارد؟ و اگر موضوع ما وصل است، پس چرا در این موقعیت قرار گرفتهایم؟
هوش مصنوعی: ما از راه و مسیر خود منحرف شدهایم و به کمک کسانی که به پایین افتادهاند نیاز داریم، زیرا به خاطر آرزوی نوشیدن شراب در حال نگرانی و اضطراب هستیم.
هوش مصنوعی: ما به خاطر عشق و خیال سر زلف او چنان آشفتهایم که مانند زلفهایش در هم و بر هم پیچیده شدهایم.
هوش مصنوعی: ما در کنار نعمت خدا نشستهایم و با لیوان شراب در دست، در مقابل در میخانه مست و بیپوشش حضور داریم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در خرابات مغان مست و خراب افتادهایم
توبه بشکستیم و دیگر در شراب افتادهایم
در خیال آن که بنماید خیال او به خواب
نقش بستیم آن خیال و خوش به خواب افتادهایم
در به دست زلف او دادیم و در پا میکشد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.