هر چند ما به جسم ز اولاد آدمیم
اما به روح پاک ز ابنای خاتمیم
هستیم بی نیاز و فقیریم از همه
این از کمال ماست که محتاج عالمیم
جام جهان نما که به ما نور خود نمود
گفتا ببین که آینهٔ اسم اعظمیم
ما را وجود داد و به خود هم ظهور کرد
پیوسته ایم بر هم و پیوسته با همیم
با جام می مدام چو رندان باده نوش
لب بر لبش نهاده و مستانه همدمیم
هر چند افصحیم در اوصاف او ولی
در کنه ذات عاجز و حیران و اَبکمیم
ما بنده ایم و سید ما نعمت الله است
نزد خدا و خلق از آن رو مکرمیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به تمایز بین جسم و روح اشاره میکند و بیان میکند که با وجود اینکه ما از نسل آدم هستیم، روح ما از نور الهی بهرهمند است. او بر غنای روحی خود تأکید میکند و میگوید که در عین فقر ظاهری، به لطف خداوند بینیاز و غنی است. شاعر از "جام جهان نما" یاد میکند که نشاندهنده معرفت و شناخت الهی است و به پیوند میان مخلوق و خالق اشاره میکند. او همچنین به محدودیتهای انسانی خود اعتراف میکند و در نهایت، به انقیاد و بندگی خود در برابر نعمت الله ولی و مقام والای او اشاره میکند.
هوش مصنوعی: اگرچه ما از لحاظ جسمی و ظاهری جزو نسل آدم هستیم، اما از نظر روحی و باطنی، وجودی پاک و عالی داریم که به نسل پیامبر خاتم مربوط میشود.
هوش مصنوعی: ما به هیچچیز احتیاج نداریم و در عین حال از همه چیز فقیر هستیم. این وضعیت به خاطر کمال و عالیتری است که داریم، زیرا به دانایی و علم دیگران نیازمندیم.
هوش مصنوعی: جام جهاننما که به ما نور خود را نشان داد، گفت: "ببین، من همان آینهای هستم که اسم اعظم را نمایان میکند."
هوش مصنوعی: ما را آفرید و به خودش جلوهگر شد، ما همیشه به یکدیگر متصل هستیم و همواره در کنار هم قرار داریم.
هوش مصنوعی: با یکدیگر در حال نوشیدن شراب هستیم، مانند رندان که همیشه جام به دست دارند. لبانمان به هم نزدیک است و در این حالت شاد و مستانه در کنار هم هستیم.
هوش مصنوعی: هرچند که در بیان ویژگیها و صفات او توانایی داریم، اما در درک عمق وجودش ناتوان، گیج و خاموش هستیم.
هوش مصنوعی: ما بندگان هستیم و سید ما نعمت الله است. به خاطر او در پیشگاه خدا و مردم عزیز و محترم هستیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما در حریم مجلس عشاق محرمیم
با درد پار صاحبه و با ناله همدمیم
تا نوبت غلامی آن در به ما رسید
هر جا که می رویم عزیز و مکرمیم
عاقل خبر نیافت که ما را طریقه چیست
[...]
ما در هوای وصل تو شیدای عالمیم
پیوسته با خیال تو شادان و خرمیم
ما در خیال زلف پریشان بیقرار
آشفته خاطریم و بسودای محکمیم
مونس کجا شویم به زهاد چونکه ما
[...]
خیرالامور اوسط اولاد آدمیم
در عین عالمیم و مبرا ز عالمیم
در مفلسی است چاشنی حد اعتدال
چون کاسهٔ تهی نه زیادیم و نه کمیم
در دامگاه حادثه صیدی چو ما که دید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.