فارغیم از ملک عالم فارغیم
جام می نوشیم و از جم فارغیم
در خرابات مغان با عاشقان
خوش نشسته شاد و خرم فارغیم
جز حدیث عشق او با ما مگو
زان که ما از این و آن هم فارغیم
اسم اعظم خوانده ایم از لوح دل
از حروف اسم اعظم فارغیم
همدم جامیم و با ساقی حریف
غیر از این همدم ز همدم فارغیم
نعمت الله داده اند ما را تمام
فارغیم از بیش و از کم فارغیم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به سرودن حالتی از بینیازی و رهایی از دنیای مادی میپردازد. او به زندگی شادیآورِ خود در کنار عاشقان و در خرابات اشاره میکند و بیان میکند که از هر چیز غیر از عشق الهی آزاد است. همچنین به معنای عمیق اسم اعظم اشاره میکند و تأکید دارد که در این حالت معنوی، همدمش تنها عشق و می است. در پایان، شاعر از رضایت کامل خود از زندگی و نعمتهایی که به او عطا شده سخن میگوید و به بینیازی خود از هر چیز اضافی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ما از دنیای پیرامون بیخبر و بینیازیم، در حال لذت بردن از نوشیدن شراب هستیم و حتی از خود جم، که نماد قدرت و ثروت است، نیز آزادیم.
هوش مصنوعی: در میخانه و در کنار عاشقان، با خوشحالی و بیخیالی در حال زندگی هستیم.
هوش مصنوعی: جز صحبت درباره عشق او چیزی نگویید، زیرا ما از همه چیز و همه کس دیگر نیز بینیازیم.
هوش مصنوعی: ما نام بزرگ را از صفحه دل خواندهایم و از حروف و کلمات آن بینیازیم.
هوش مصنوعی: ما دوستان همیشگی هستیم و تنها به شراب و ساقی اهمیت میدهیم و هیچکس دیگری برای ما اهمیت ندارد.
هوش مصنوعی: خداوند نعمتهای زیادی به ما داده است و ما کاملاً از مشکلات و نیازهای اضافی بینیازیم و در آرامش به سر میبریم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.