گر خدا خواهی جدا از خود مدان
از خدا می دان خدا از خود مدان
گر همه عالم به درویشی دهی
لطف می فرما عطا از خود مدان
فاعل مختار در عالم یکی است
در حقیقت فعل ما از خود مدان
ما به او محتاج و او از ما غنی
تو فقیری این غنا از خود مدان
از فنا و از بقا بگذر خوشی
این فنا و این بقا از خود مدان
درد او بخشد دوا هم او دهد
عارفا درد و دوا از خود مدان
در همه حالی که باشی ای عزیز
نعمت الله را جدا از خود مدان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تأکید بر ارتباط عمیق انسان با خدا میپردازد و میگوید که هیچ چیزی در عالم مستقل از خود خدا نیست. او معتقد است که همه چیز از خداوند نشأت میگیرد و انسان نباید خود را جدا از او بداند. همچنین میفرماید که در حقیقت، همه فعالیتها و وجود انسان به اراده خدا وابسته است و اوست که نعمتها را اعطا میکند. نهایتاً، شاعر به عمق ارتباط عاشقانه و نیاز متقابل میان خدا و انسان اشاره میکند و اهمیت درک این وابستگی را یادآور میشود.
هوش مصنوعی: اگر خدا را میخواهی، خود را از او جدا نکن و او را فراتر از خودت ندان. خدا را از خود نپندار.
هوش مصنوعی: اگر تمام جهان را به یک درویش ببخشی، لطف خود را از خود ندان و آن را به حساب خود نگذار.
هوش مصنوعی: در دنیا، تنها یک نیروی مختار وجود دارد و در واقع، اعمال ما را خودمان انجام نمیدهیم.
هوش مصنوعی: ما به او نیازمندیم و او از ما بینیاز است. تو در واقع فقیر هستی، اما این بینیازی را از خود ندان.
هوش مصنوعی: به سراغ گذر از نابودی و ماندگاری برو، زیرا خوشی این دو حالت را از خود ندان.
هوش مصنوعی: درد را او میآفریند و درمان را نیز او میدهد. ای عارف، درد و درمان را از خود ندان، زیرا هر دو از او هستند.
هوش مصنوعی: در هر شرایطی که هستی، ای عزیز، نعمتهای خداوند را از خود دور ندان.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.