گوهر دُر یتیم از ما بجو
آنچنان گوهر در این دریا بجو
در وجود خویشتن سیری بکن
حضرت یکتای بی همتا بجو
دست بگشا دامن خود را بگیر
هر چه می خواهی ز خود جانا بجو
در دل ما نقد گنج او طلب
از چنین گنجی بیا آن را بجو
عاشق و معشوق ما هر دو یکیست
صورت و معنی آن یکتا بجو
گر بهشت جاودان خواهی بیا
خلوت میخانهٔ ما را بجو
شرح اسما عارفانه خوش بخوان
یک مسمی در همه اسما بجو
در خرابات مغان مست و خراب
رو قدم نه کام دل آنجا بجو
نور او در دیدهٔ بینا ببین
نعمت الله در همه اشیا بجو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به جستجوی حقیقت و معانی عمیق زندگی دعوت میکند. او میگوید که گنج واقعی در درون خود انسانها پنهان است و باید با خودآگاهی و جستجوی درونی به آن دست یافت. عشق و معشوق نیز در نظر شاعر یک حقیقت واحد هستند و با شناخت عمیق از خود میتوان به درک این یگانگی رسید. شاعر همچنین مکانهایی مانند میخانه و خرابات را به عنوان نقاطی برای تجربه عشق و حقیقت معرفی میکند، در حالی که به یادآوری زیباییهای وجود خداوند در همه چیز تأکید میکند.
هوش مصنوعی: به دنبال جواهر دریا باش، جواهری که بیهمتا و کمیاب است، چرا که ما هم جواهرهایی داریم که نادر و ویژهاند.
هوش مصنوعی: در درون خود تأمل کن و به دنبال حقیقتی یگانه و بینظیر باش.
هوش مصنوعی: دستت را باز کن و دامن خود را بگیر، هر چیزی را که میخواهی از خودت، ای محبوب، طلب کن.
هوش مصنوعی: در دل ما، به دنبال گنج واقعی او هستیم؛ از چنین گنجی، بیا و آن را جستجو کن.
هوش مصنوعی: عاشق و معشوق ما در واقع یک نفر هستند، پس به دنبال درک هویتی واحد از ظاهر و باطن آنها باش.
هوش مصنوعی: اگر به دنبال بهشت ابدی هستی، به آرامش و سکوت میخانهٔ ما بیندیش و آن را جستجو کن.
هوش مصنوعی: معانی عارفانه را با دل خوش بخوان و در بین همه نامها یک حقیقت را جستجو کن.
هوش مصنوعی: در میان میخانه و محفل مغان، با حالت مستی و نابسامانی قدم بردار و آنجا دنبال آرزوها و خواستههای دل خود بگرد.
هوش مصنوعی: نور او را با چشم بصیرت ببین و به فراوانی نعمتهای خداوند در تمام مخلوقات توجه کن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صادق آمد بحر و تو چون آب جو
باش تو از بحر معنی آب جو
صد هزار آلودگان آبجو
کی بدندی گر نبودی آب جو
جو چه می خواهی بیا دریا بجو
عاشقی دریا دلی اینجا بجو
یک دمی با ما در این دریا در آ
آبروی ما درین دریا بجو
هر که بینی دست او را بوسه ده
[...]
رو بدریا کرد دیگر آب جو
زی پدر شد آب گوی و آب جو
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.