بستیم کمر به خدمت او
رفتیم روان به حضرت او
چیزی که تو را به او رساند
آن نیست به جز محبت او
عالم چو وجود یافت از وی
مرحوم بود به رحمت او
منعم چو به نعمت خدائی
منعم باشی به نعمت او
هر بندهٔ صادقی که بینی
جان داده برای خدمت او
او داده به ما هر آنچه داریم
داریم هزار منت او
مائیم و حضور نعمت الله
خوشوقت به یمن همت او



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش و محبت نسبت به خداوند میپردازد و میگوید که تنها عشق و محبت به او انسان را به حقیقت و تعالی میرساند. او تأکید میکند که وجود عالم از رحمت الهی است و نعمتهای خداوند ناشی از خود اوست. در این مسیر، بندههای صادق با جانفشانی در خدمت خداوند به خوشبختی دست مییابند و همواره در عین دریافت نعمتها، شکرگزار او هستند. شاعر از حضور در محضر خداوند و خوشحالی از پیوند با او نیز سخن میگوید.
هوش مصنوعی: ما عزم خود را جزم کردهایم که در خدمت او باشیم و با شوق و entusiasmo به پیشگاه او میرویم.
هوش مصنوعی: تنها چیزی که میتواند تو را به او نزدیک کند، محبت و عشق اوست.
هوش مصنوعی: زمانی که عالم به وجود آمد، به خاطر رحمت او (خدا) مورد لطف و عنایت قرار گرفت.
هوش مصنوعی: اگر کسی نعمتهای الهی را دریافت کرده باشد، باید خود نیز نسبت به دیگران بخشنده و دستگیر باشد.
هوش مصنوعی: هر انسانی که با صداقت و وفاداری به او خدمت میکند، جان خود را برای این کار فدای او کرده است.
هوش مصنوعی: هر چیزی که داریم، از الطاف اوست و ما همیشه به او مدیون هستیم.
هوش مصنوعی: ما در کنار نعمتهای خداوند قرار داریم و این خوشبختی ما به خاطر تلاش و همت او است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خورشید غلام طلعت او
شمشاد خجل ز قامت او
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.